تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
مؤلف : اينكه وى اسمش بلعم و از بنى اسرائيل بوده از غير ابن عباس نيز روايت شده « 1 » ، و از ابن عباس غير اين هم روايت « 2 » كرده‌اند .
و در روح المعانى در آنجا كه قول به اين را كه ، آيه در حق امية بن ابى الصلت ثقفى نازل شده نقل مىكند ، مىگويد : امية بن ابى الصلت كتب قديمه را خوانده و به دست آورده بود كه خداوند پيغمبرى را خواهد فرستاد ، و اميدوار بود بلكه خداوند خود او را مبعوث كند ، در اين ميان سفرى به بحرين كرد و در آنجا مدت هشت سال بماند ، در همان اوائل ورودش به بحرين بعثت خاتم النبيين ( ص ) را شنيده بود ، بعد از هشت سال به اتفاق عده اى از يارانش به زيارت رسول خدا ( ص ) آمد ، رسول خدا ( ص ) او را به اسلام دعوت فرمود ، و سوره « يس » را بر او تلاوت كرد ، وقتى سوره تمام شد اميه از جاى جست و در حالى كه پاهايش را مىكشيد بيرون آمد ، قريش به دنبالش بيرون آمده پرسيدند ، نظر تو در باره اين مرد چيست ؟ گفت بايد در باره اش فكر كنم . « 3 » از آنجا به شام رفت و بعد از واقعه جنگ بدر مىخواست تا به مدينه آمده و اسلام بياورد ، و ليكن وقتى در بين راه قضيه بدر را شنيد از تصميم خود برگشت و گفت : اگر اين مرد پيغمبر بود خويشاوندان خود را نمىكشت ، از همان نيمه راه به طرف طائف رفت و در همانجا بماند تا در گذشت . خواهرش فارعة بعد از مرگ برادرش نزد رسول خدا ( ص ) آمد و آن حضرت از خاطرات هنگام وفات برادرش پرسيد ، فارعة عرض كرد : برادرم در هنگام مرگ اين اشعار را سرود :
كل عيش و ان تطاول دهرا * صائر مرة الى أن يزولا « 4 » ليتنى كنت قبل ما قد بدا لى * فى قلال الجبال أرعى الوعولا « 5 » ان يوم الحساب يوم عظيم * شاب فيه الصغير يوما ثقيلا « 6 »
آن گاه رسول خدا ( ص ) فرمود : از اشعار برادرت برايم بخوان ، فارعة اشعار
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 145 ( 3 ) روح المعانى ج 9 - 10 ص 112 ط بيروت . ( 4 ) هر زندگى هر چند مدت مديدى طولانى شود عاقبت يك بار مىشود كه زائل و تباه گردد ( 5 ) اى كاش پيش از آنكه نظرم برگشت در قله هاى كوه بز كوهى مىچراندم ( 6 ) آرى بدرستى روز حساب روز بس بزرگى است روزى است كه از سنگينى فشارها كودكان پير مىشوند
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 441 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى