زير را از او نقل كرد :
لك الحمد و النعماء و الفضل ربنا * و لا شىء اعلى منك جدا و امجد « 1 »
مليك على عرش السماء مهيمن * لعزته تعنوا الوجوه و تسجد « 2 »
فارعة اين اشعار را تا به آخر خواند و آن قصيده اى را كه اميه در اولش سروده بود :
وقف الناس للحساب جميعا * فشقى معذب و سعيد « 3 »
براى آن حضرت خواند و بعد از آن قصيده ديگرى را كه چند بيت زير از آن است انشاد كرد :
عند ذى العرش يعرضون عليه * يعلم الجهر و السرار الخفيا « 4 »
يوم ياتى الرحمن و هو رحيم * انه كان وعده مأتيا « 5 »
رب ان تعف فالمعافاة ظنى * او تعاقب فلم تعاقب بريا « 6 »
رسول خدا بعد از شنيدن اين اشعار فرمود : اشعار برادرت ايمان آورد و ليكن دلش ايمان نياورد ، و در شان اين جريان بود كه آيه مورد بحث نازل شد « 7 » .
مؤلف : داستان بالا كه روح المعانى آن را نقل كرده مجموعه اى است كه از چند روايت بدست آمده ، و در مجمع البيان هم اجمال داستان را نقل كرده و گفته : اينكه اين آيه در باره اين مرد نازل شده مطلبى است كه از روايت عبد اللَّه بن عمر و سعيد بن مسيب و زيد بن اسلم و ابى روق استفاده مىشود « 8 » . و ظاهرا آيات مورد بحث مكى هستند چون سوره در مكه نازل شده ، بنا بر اين مطلبى كه راويان بالا آن را روايت كردهاند از باب تطبيق آيه بر مصداق
هامش
( 1 ) مر تو راست حمد و نعمتها و فضل اى پروردگار ما و نيست چيزى از تو بزرگتر و محترمتر
( 2 ) پادشاهى هستى مسلط بر عرش آسمان پادشاهى كه در برابر عزتش وجوه خاضع گشته به سجده مىافتد .
( 3 ) مردم همگى در موقف حساب ايستادهاند يا بدبختانى هستند معذب و يا نيكبختان
( 4 ) نزد صاحب عرش است كه بندگان بر او عرضه مىشوند او آشكارا و نهانىهاى ناپيدا را مىداند
( 5 ) روزى كه بخشايشگر جلوه مىكند در حالى كه بناى رحمت دارد او همواره وعده هايش عملى بود .
( 6 ) پروردگارا اگر عفو كنى همين عفوت را انتظار داشتم و اگر عقاب كنى البته دارد چون تو تا كنون بىگناهى را عقاب نكرده اى
( 7 ) روح المعانى ج 9 ص 112
( 8 ) مجمع البيان ج 4 ص 499