تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
* ( « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا » ) * - همانطورى كه گفتيم اين خطاب و جواب از باب زبان حال نيست ، بلكه خطابى است حقيقى و كلامى است الهى ، مگر كلام چيست ؟ كلام عبارت است از « القائاتى كه بر معناى مورد نظر دلالت كند » و خداى تعالى هم كارى كرده و در نهاد بشر القائاتى كرده است كه بشر مقصود خدا را از آن فهميده و درك مىكند كه بايد به ربوبيت پروردگارش اعتراف نموده و به اين عهد ازلى وفا كند . * ( « أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ » ) * خطاب در اين جمله به مخاطبين در جمله * ( « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ » ) * و به همان كسانى است كه گفتند : * ( « بَلى شَهِدْنا » ) * و به مقتضاى اين آيه بشر در قيامت اشهاد و خطاب خدا و اعتراف خود را به معاينه مىبيند و درك مىكند ، هر چند در دنيا از آن و از ما سواى معرفت غافل بوده آرى ، در روز قيامت كه بساط بر چيده مىشود و شواغلى كه انسان را از اشهاد و خطاب خدا و اعتراف درونى خود غافل مىساخت از بين مىرود و پرده هايى كه ميان بشر و پروردگارش حائل بود برچيده مىشود ، بشر به خود مىآيد و دوباره اين حقايق را به مشاهده و معاينه درك مىكند ، و آنچه را كه ميان او و پروردگارش گذشته بود به ياد مىآورد . احتمال هم دارد كه خطاب در آيه راجع به ما باشد كه مخاطب به آيات قرآنى هستيم ، و بخواهد بفرمايد : ما اين عمل را با شما گروه مخاطبين انجام داديم تا فرداى قيامت چنين و چنان نگوييد ، و ليكن احتمال اول به ذهن نزديكتر است ، و قرائت « ان يقولوا » - به لفظ غيبت - هم آن احتمال را تاييد مىكند . * ( « أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ » ) * اين جمله حكايت حجتى است كه بنا به فرض انحصار اشهاد و اخذ ميثاق در پدران ممكن بود فرزندان ( ذريه ) به آن تمسك كنند ، هم چنان كه جمله « أن تقولوا » حجت جميع مردم از پدران و فرزندان است كه به فرض ترك اشهاد ممكن بود به آن استدلال نمايند . و پر واضح است كه اگر فرض كنيم خداوند اشهاد و اخذ ميثاق را در آن نشات به كلى ترك مىكرد لازمه اش اين مىشد كه احدى از افراد ذريه در اين نشات به خداى تعالى معرفت پيدا نكند ، براى اينكه آن نشات نشاتى است كه ميان بشر و پروردگارش حائلى نيست ، و اگر فرضا در آنجا كسى به ربوبيت پروردگارش علم پيدا كند همين علم ، خود اشهاد و اخذ ميثاق است ، به خلاف اين نشات كه بخاطر محجوب بودن بشر تنها راه علمش از طريق استدلال است ، و تنها بدين وسيله مىتواند به ما وراى حجاب پى ببرد . بنا بر اين ، اگر در آن نشات بالنسبه به ذريه اشهاد و اخذ ميثاق واقع نمىشد لازمه اش