تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
اين بود كه احدى از افراد ذريه اصلا راهى به سوى معرفت ربوبيت نداشته باشند ، و آن وقت معصيت شرك از ايشان فرض نداشت ، زيرا اگر هم مشرك مىشدند شركشان عمل پدرانشان محسوب مىشد ، چون راهى جز پيروى از پدران و بار آمدن كوركورانه بر شرك آنان نداشتند ، آن وقت صحيح بود بگويند : * ( « إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أفَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ » ) * . * ( « وَكَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » ) * « تفصيل آيات » به معناى جدا كردن آنها از يكديگر است تا معنا و مدلول هر يك در جاى خود روشن شود ، و در اثر اختلاط آنها مختلط نگردد ، و اينكه فرمود : * ( « وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » ) * عطف است بر مقدر و تقدير آيه اين است كه : ما آيات را تفصيل داديم به منظور فلان و فلان و اينكه شايد ايشان از باطل به سوى حق بازگشت كنند .
بحث روايتى
در كافى به سند خود از زراره از حمران از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : موقعى كه خداوند تبارك و تعالى خلق را مىآفريد نخست آبى گوارا و آبى شور و تلخ آفريد و آن دو را بهم آميخت ، و از روى زمين خاكى بر گرفت و آن را به شدت مالش داد ، سپس به اصحاب يمين كه در آن روز به صورت ذراتى جاندار در جنبش بودند فرمود : بسوى جنت شويد كه مرا در اين امر باكى نيست ، و به اصحاب شمال فرمود : بسوى آتش شويد و مرا در اين امر باكى و اعتنايى نيست ، آن گاه فرمود : « آيا من پروردگار شما نيستم ؟ » * ( « قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ . . . » ) * « 1 » و نيز به سند خود از عبد اللَّه بن سنان از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه گفت : از آن جناب پرسيدم اين كدام فطرت است كه آيه شريفه « فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » از آن ياد كرده ؟ فرمود : اسلام است كه خداوند بشر را در موقعى كه از او بر توحيد خود ميثاق مىگرفت به كافر و مؤمن فرمود : * ( « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ » ) * بشر را بر فطرت اسلام خلق كرد « 2 » . و در تفسير عياشى و خصائص سيد رضى از اصبغ بن نباته از على بن ابى طالب
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 8 ح 1 ( 2 ) كافى ج 2 ص 12 ح 2