تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
كه به ايشان شده و وظائفى كه به آنان محول گشته فارغ سازند ، همانطور كه ما مربوب اين رب هستيم شما نيز هستيد ، پس آنچه كه بر ما واجب است بر شما نيز واجب است .
* ( « فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِه أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ » ) * مقصود از فراموشى تذكرها بىتاثير شدن آن در دلهاى ايشان است ، هر چند به ياد آن تذكرها بوده باشند ، زيرا اخذ الهى مسبب از بىاعتنايى به اوامر او و اعراض از تذكرهاى انبياى او است ، و گر نه اگر مقصود فراموشى باشد عقوبت معنا نداشت چون فراموشى بحسب طبع خودش مانع از فعليت تكليف و حلول عقوبت است . توضيح اينكه ، انسان وقتى به وسايل و وسايط مختلفى كه خداوند در اختيارش گذاشته متذكر و متوجه به تكاليفى الهى شود ( و حتما مىشود ) امتثال آن تكاليف يا موافق طبع و ميل درونى او است و يا نيست ، و در صورتى كه موافق طبع او نباشد يا بخاطر خدا از ميل نفسانى خود چشم پوشيده و آن تكاليف را انجام مىدهد ، و يا به حدود الهى و تكاليف او وقعى ننهاده و بخاطر ميل نفسانى خود خدا را معصيت مىكند ، چيزى كه هست بار اول از اين نافرمانى خود در دل احساس شرمسارى و ناراحتى مىكند ، و در هر بار ديگرى كه نافرمانى را تكرار كند آن احساس ضعيفتر شده و بىاعتنايى به امر پروردگار در نظرش آسانتر مىشود ، هم چنان كه اثر تذكرهاى انبياء ( ع ) هم در دلش كمتر مىگردد ، و خلاصه در هر تكرارى امكان معصيت در نظرش قوىتر و اثر تذكرات ضعيفتر شده تا آنجا كه بطور كلى تذكرات در دلش بىاثر و وجود و عدمش يكسان مىشود ، در آيه مورد بحث كه فرمود : * ( « فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِه . . . » ) * مقصود از نسيان همين بىاثر شدن تذكرات است . و در خود آيه دلالت هست بر اينكه نجات يافتگان از ايشان تنها همان اشخاصى بوده‌اند كه نهى از منكر مىكردند ، و خداوند ما بقى ايشان يعنى مرتكبين صيد ماهى در روز شنبه و آن كسانى را كه سكوت كرده بودند و تازه به دسته اول اعتراض مىكردند كه چرا ايشان را موعظه مىكنيد ، همه را به عذاب خود هلاك كرده است . و نيز آيه دلالت مىكند كه خداوند اعتراض كنندگان را بخاطر سكوتشان و ترك نكردن مراوده با ايشان شريك ظلم و فسق متجاوزين شناخته است . و نيز آيه شريفه دلالت مىكند بر يك سنت عمومى الهى - نه اينكه اين روش تنها اختصاص به بنى اسرائيل داشته باشد - و آن سنت اين است كه جلوگيرى نكردن از ستم ستمگران و موعظه نكردن ايشان در صورت امكان ، و قطع نكردن رابطه با ايشان در صورت عدم امكان موعظه ، شركت در ظلم است ، و عذابى كه از طرف پروردگار در كمين ستمگران است