نزديك نمىآمدند ، و اين خود يك امتحانى بوده از خداى تعالى ، و خداوند به اين جهت ايشان را به چنين امتحانى مبتلا كرد كه فسق و فجور در ميان ايشان رواج يافته بود ، و حرص بر اين اعمال ، ايشان را وادار به مخالفت امر خدا و صيد ماهى و بدست آوردن هزينه فسق و فجورشان مىكرد ، و تقوايى كه ايشان را از مخالفت باز بدارد نداشتند لذا فرمود : * ( « كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ » ) * يعنى اينچنين ما ايشان را مىآزماييم * ( « بِما كانُوا يَفْسُقُونَ » ) * بخاطر فسقى كه مرتكب مىشدند .
* ( « وَإِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّه مُهْلِكُهُمْ . . . » ) *
معلوم مىشود امت ديگرى بوده كه اين امت را موعظه مىكردهاند ، پس تقدير آيه چنين است : « اذ قالت امة منهم لامة اخرى كانت تعظهم آن زمان كه امتى از ايشان به امت ديگرى كه ايشان را موعظه مىكرد گفتند . . . » و جمله « لامة اخرى كانت تعظهم » براى اختصار حذف شده است . و ظاهر اينكه گفتند : « چرا موعظه مىكنيد مردمى را كه خدا هلاكشان خواهد كرد » اين است كه ايشان اهل تقوا بودهاند ، و از مخالفت امر خدا پروا داشتهاند جز اينكه ديگران را كه اهل فسق بودند نهى از منكر نمىكردند ، چون اگر خود اين امت نيز اهل فسق و تعدى بودند آن قوم ديگر ايشان را نيز موعظه مىكردند و در پاسخ اعتراض و ملامتشان نمىگفتند : * ( « مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ ) * تا نزد پروردگار شما معذور باشيم » و نيز از گفتار عده اى كه سكوت كردند بر مىآيد كه اهل فسق و فجور مساله تجاوز و عصيان را به حدى رسانده بودند كه علنا مرتكب فسق مىشدند ، و ديگر نهى از منكر در ايشان اثر نمىكرده ، چيزى كه هست آن امت ديگر كه سكوت نكرده و هم چنان نهى از منكر مىكردند مايوس از موعظه نبودند و هنوز اميدوار بودند بلكه در اثر پافشارى بر موعظه و نهى از منكر دست از گناه بردارند ، و لا اقل چند نفرى از ايشان ، تا اندازه اى به راه بيايند .
علاوه بر اين ، غرضشان از اصرار بر موعظه اين بوده كه در نزد خداى سبحان معذور باشند ، و بدين وسيله مخالفت با فسق ، و انزجار خود را از طغيان و تمرد اعلام داشته باشند . و لذا در پاسخ امت ساكت كه به ايشان مىگفتند : « چرا موعظه مىكنيد » اظهار داشتند : « * ( مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ) * تا هم نزد پروردگارتان معذور باشيم و هم شايد ايشان از گناه دست بردارند » .
و در اينكه گفتند : « نزد پروردگارتان » و نگفتند « نزد پروردگارمان » اشاره است به اينكه نهى از منكر به ما اختصاص ندارد ، شما هم كه سكوت كردهايد مسئوليد ، و بايد اين سكوت را شكسته و اين قوم را نصيحت كنيد ، براى اينكه اعتذار به سوى پروردگار بخاطر مقام ربوبيتيش بر هر كسى واجب است ، و همه مربوبين اين پروردگار بايد ذمه خود را از تكاليفى