بفرمايد : « فسأكتبها . . . » .
از آنچه گذشت به دست آمد كه سعه رحمت شانى نيست تا در جمله * ( « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » ) * رحمت را مقيد به مشيت تقديرى نموده و بگوييم : در اين جمله نيز چيزى نظير « من اشاء » در تقدير است ، زيرا بطورى كه از ظاهر آيه بر مىآيد مراد از رحمت ، رحمت عامه است كه بالفعل همه موجودات را فرا گرفته و لا بد خدا خواسته كه فرا گرفته ، پس اينكه جمعى از مفسرين گفتهاند در اين جمله نيز « ان شئت اگر بخواهيم » در تقدير است ، صحيح نيست .
* ( « فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ » ) * اين جمله تفريع بر جمله * ( « عَذابِي أُصِيبُ بِه مَنْ أَشاءُ وَرَحْمَتِي . . . » ) * است ، و معناى آن اين است كه لازمه وجوب اصابه عذاب به پاره اى از مردم و شمول رحمت بر تمامى موجودات اين است كه رحمت را بر آن بعض ديگر كه عبارتند از : پرهيزكاران و دهندگان زكات واجب كنم .
خداى سبحان مشمولين رحمت خود را به اوصاف عامى توصيف كرده و فرموده : « هر كس تقوى داشته باشد و زكات دهد و به آيات خدا ايمان آورد » ، و نفرموده : « هر كس از شما چنين و چنان باشد » هم چنان كه مشمولين عذاب را هم بطور عموم ذكر كرد ، و به قوم و قبيله موسى ( ع ) اختصاص نداد و فرمود : « هر كه را بخواهم » تا نتيجه اين بيان عام نيز عموميت داشته باشد .
و اين بيان عام نسبت به درخواست موسى ( ع ) يك نحوه تقييد است ، براى اينكه موسى درخواست حسنه و رحمت را براى قوم خود با جمله * ( « إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ » ) * تعليل كرده ، و در حقيقت خواسته است بگويد : پروردگارا از قوم من همه آن افرادى را كه بازگشت كردهاند بخاطر همان بازگشتشان مشمول رحمت و حسنه خود كن ، و خداوند درخواست اين عموميت و وسعت را اجابت نكرد ، بلكه آن را تقييد نمود و فرمود : من به زودى رحمت خود را براى آن افرادى كه هم بازگشت كردند و هم تقوا پيشه خود ساخته و هم به آيات من ايمان آوردند مىنويسم .
و اين تقييد كسر شان موسى ( ع ) نيست ، زيرا راهنما و معلم انبياء ( ع ) خداى سبحان است ، و اين خدا است كه به كليم خود روش درخواست كردن را مىآموزد ، و دستور مىدهد كه درخواست خود را مقيد به پرهيز از محرمات و ايمان به آيات خدا و تسليم در برابر احكام نازل بر انبياء كند ، و موسى چنين نكرده بود ، او تنها مساله بازگشت را