هم چنان كه وقتى از او خواستند كه برايشان بتى تعيين كند و گفتند : * ( « اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ » ) * درخواستشان را رد نموده و فرمود : * ( « إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ » ) * .
دومين نكته اى كه از روايت توحيد و روايت معانى الاخبار استفاده مىشود اين است كه خداوند درخواست موسى را اجابت نموده و او را به ديدار خود - به آن معنايى كه ما براى رؤيت خدا نموديم - اميدوار ساخت اين اجابت وعده براى ايام زندگى دنيوى موسى نبود ، بلكه او را وعده داد كه در آخرت به ديدار خود نائل سازد ، و از ظاهر روايات بر مىآيد كه ائمه ( ع ) اين معنا را از خود قرآن و از آيه * ( « فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّه لِلْجَبَلِ جَعَلَه دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً » ) * استفاده نمودهاند .
آرى ، از استدراك * ( « وَلكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ » ) * بر مىآيد كه همان تالى فاسد و اثرى كه در تجلى به كوه فرض شده عينا همان اثر در تجلى به موسى هست ، و هم چنان كه كوه تاب تجلى خدا را ندارد موسى نيز نمىتواند آن را تحمل كند ، به شهادت اينكه وقتى تجلى صورت گرفت كوه از هم پاشيده شد ، و اگر اين تجلى به موسى مىشد موسى نيز مانند كوه از بين مىرفت . از اينجا به خوبى معلوم مىشود كه تجلى خداى تعالى فى حد نفسه امر ممكنى است و تنها اندكاك و از بين رفتن طرف تجلى مانع از اين است كه خداوند خود را تجلى دهد ، و اگر اين مانع نبود خداوند خود را براى هر كسى كه شايستگى دارد تجلى مىداد ، هم چنان كه در روايات بسيار زيادى از طرق ائمه اهل بيت ( ع ) دارد كه خداوند سبحان براى اهل بهشت تجلى مىكند ، و اهل بهشت در هر روز جمعه به زيارت خداى تعالى موفق مىشوند ، و هم چنان كه آيه « وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » « 1 » آن را تاييد مىكند .
نكته سومى كه از دو روايت مزبور ، استفاده مىشود اين است كه صعقه موسى عبارت بود از مردن او و خلاصه اينكه موسى با ديدن تجلى به كوه از دنيا رفت نه اينكه بيهوش شده باشد .
چهارم آنكه مقصود از تحديد نور خدا به مقدار سوراخ سوزن كه در روايت معانى الاخبار بود ، تشبيه معنا به امور محسوسه است ، و گر نه نور خدا نور جسمى نيست تا به سوراخ سوزن و يا اندازه هاى حسى ديگر تقدير و تحديد شود ، و لذا مىبينيم همين معنا را در روايت ديگرى كه به زودى خواهد آمد به نوك انگشت كوچك مثال زدهاند ، و بهر حال مقصود از اين گونه مثالها بيان كمى مقدار و كوچكى آن است ، مىخواستهاند بفهمانند نورى كه خداوند آن روز تجلى داد به
هامش
( 1 ) و رخساره هايى كه در آن روز شكفته و به سوى پروردگار خود ناظرند . سوره قيامت آيه 23