تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
مىساخت عرض كرد : * ( « رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » ) * و چون اين سؤال ، سؤال بزرگى بود لذا مورد عتاب الهى قرار گرفت و جواب آمد : « لن ترينى » تو در دنيا مرا نخواهى ديد تا آنكه بميرى ، وقتى مردى در آخرت مرا خواهى ديد . و ليكن اگر ميل دارى در همين دنيا مرا ببينى نظر به كوه كن ، اگر كوه بر جاى ماند تو نيز مرا خواهى ديد . آن گاه خداوند بعضى از آيات خود را اظهار نمود و به كوه تجلى كرد ، كوه قطعه قطعه شد و از هم پاشيد ، * ( « وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً » ) * و موسى مرد و به زمين افتاد ، آن گاه خداوند او را دوباره زنده نمود و مبعوث كرد ، موسى وقتى زنده شد عرض كرد : * ( « سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ » ) * يعنى من اولين كس هستم كه ايمان آورده به اينكه تو را نمىتوان ديد « 1 » . مؤلف : بطورى كه ملاحظه مىكنيد اين دو روايت همان بيانى را كه ما در ذيل اين آيه كرديم تاييد مىكنند ، زيرا چند نكته از آن دو استفاده مىشود : اول اينكه درخواست موسى رؤيت « 2 » قلبى بوده نه بصرى كه بهر معنا تصور شود بر خداى تعالى محال است ، و حاشا بر مقام موسى بن عمران و كليم اللَّه كه نسبت به ساحت پروردگار خود از يك امر بديهى بىخبر بوده باشد ، در حالى كه او خودش مردمى را كه براى ميقات انتخاب نموده بود بخاطر همين كه درخواست رؤيت خدا را كرده بودند سفيه خواند و به پروردگار خود عرض كرد : * ( « أتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا » ) * « 3 » با اين حال چطور ممكن است خودش اقدام به كارى كند كه مردم را بخاطر همان كار سفيه خوانده ؟
و عجب اينجا است كه روزگارى همين مطلب بديهى ، اهل بحث و علماى اسلامى را به خود مشغول كرده و از صدر اسلام تا زمان حضرت رضا ( ع ) مورد نزاع واقع شده است ، مخصوصا در زمان امام باقر و امام صادق ( ع ) كه نزاع و مشاجره در آن به اوج شدت رسيده ، معتزله آن را بطور مطلق انكار مىكردند ، و اشاعره آن را نسبت به آخرت اثبات و نسبت به دنيا انكار مىنمودند « 4 » . طايفه ديگرى هم بودند كه مىگفتند خداوند هم در آخرت ديده مىشود و هم در دنيا « 5 » . و از اين عجيبتر اينكه هر سه فرقه به همين آيه استدلال
هامش
( 1 ) توحيد صدوق ص 262 ب 36 ( 2 ) متن حديث چنين است : « و سئل موسى و جرى على لسانه من حمد اللَّه عز و جل * ( رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ) * » و ترجمه اش به نظر ما همان بود كه از نظر خواننده گذشت . ( 3 ) سوره اعراف آيه 155 ( 4 ) تفسير قرطبى ج 7 ص 54 و 279 و ج 19 ص 8 - 107 و تفسير كبير فخر رازى ج 13 ص 5 - 124 ( 5 ) تفسير فخر رازى ج 13 ص 127