حنين روزى در خدمت رسول خدا ( ص ) از شهر بيرون شده و به درخت سدرى رسيديم . من عرض كردم يا رسول اللَّه ! چه مىشود كه شما اين درخت را براى ما مسلمين « ذات انواط » قرار دهى تا ما نيز مانند مشركين ذات انواط داشته باشيم و اين ذات انواط درخت سدرى بوده كه كفار شمشيرهاى خود را به آن آويخته و در پيرامون آن معتكف مىشدند .
رسول خدا ( ص ) در پاسخ من از در تعجب و وحشت فرمود : « اللَّه اكبر » آن گاه اضافه كرد : اين همان پيشنهادى است كه بنى اسرائيل به موسى كرده و گفتند : * ( « اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ » ) * شما نيز سنت امتهاى گذشته را عملى مىكنيد « 1 » .
مؤلف : الدر المنثور اين روايت را به طرق ديگرى از عبد اللَّه بن عوف از پدرش از جدش نيز روايت كرده ، الا اينكه در اين روايات اسم ابى واقد ليثى برده نشده ، و در آنها اين جمله نيز ذكر شده كه درخت سدر مذكور درخت بسيار بزرگى بوده كه مشركين سلاحهاى خود را به آن آويخته و سپس به عبادت آن مىپرداختند ، و به همين جهت « ذات انواط » ناميده شد ، چون « نوط » به معناى آويزان است .
و در تفسير برهان در ذيل آيه * ( « وَجاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ . . . » ) * ، از محمد بن شهرآشوب روايت شده كه گفت : وقتى راس الجالوت به امام على بن ابى طالب ( ع ) عرض كرد كه شما مسلمانان بيش از سى سال از رحلت پيغمبرتان نگذشت كه به جان هم افتاده و به روى يكديگر شمشير كشيديد ، حضرت در جوابش فرمود : شما پاهايتان از آب دريا خشك نشده به پيغمبر خود موسى بن عمران ( ع ) گفتيد : * ( « اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ » ) * ! « 2 » و در تفسير عياشى از فضيل بن يسار از ابى جعفر ( ع ) روايت شده كه فرمود :
وقتى موسى ( ع ) مىخواست از بين بنى اسرائيل خارج شده و به ميقات پروردگار خود برود ايشان را وعده داد كه بعد از سى روز برگردد ، و چون خداى تعالى ده روز بر مدت ميقات افزود و در نتيجه مراجعت موسى ده روز عقب افتاد بنى اسرائيل به يكديگر گفتند : موسى با ما خلف وعده كرد و به همين بهانه ، كردند آنچه را كه نمىبايست مىكردند « 3 » .
و در الدر المنثور است كه بزاز و ابن ابى حاتم و ابو نعيم در كتاب حليه و بيهقى در
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 114
( 2 ) تفسير برهان ج 2 ص 32 ح 2
( 3 ) تفسير عياشى ج 2 ص 26 ح 71 ط تهران