ذلت در زندگى دنيا اختصاص به قوم موسى نداشته بلكه سنتى است كه خداوند آن را در حق هر ملتى كه به خدا افتراء ببندد جارى مىسازد ، بحثهاى علمى و عقلى كه مكرر از نظر خواننده گذشت نيز مؤيد همين معنايى است كه از جمله استفاده مىشود .
* ( « وَالَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها وَآمَنُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * ضميرى كه در « من بعدها » ى اول است به سيئات و ضميرى كه در دومى است به توبه بر مىگردد ، و معناى آيه روشن است .
و اين آيه گر چه عام است ، و ليكن از نظر مورد به منزله استثنايى است براى جمله * ( « الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ » ) * . و بنا بر اين ، معنايش اين مىشود كه : توبه اگر به معناى واقعى و حقيقيش براى كسى دست بدهد ، حتى اگر براى گوساله پرستان هم دست بدهد خداوند آن را پذيرفته و مانعى براى قبول شدنش نيست . و اين معنا در تفسير آيه « إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّه . . . » « 1 »
نيز گذشت .
آيه مورد بحث و همچنين آيه قبلى آن ، دو جمله معترضه هستند كه در وسط داستان قرار گرفته و خطاب در آن دو متوجه به رسول خدا ( ص ) است ، براى اينكه در آيه اول فرمود : * ( « وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ » ) * و در دومى فرمود : « ان ربك . . . » ، كه معلوم است كاف خطاب در هر دو متوجه به شخص رسول خدا ( ص ) است . و از جمله * ( « سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ » ) * نيز به خوبى استفاده مىشود كه سياق كلام سياق حكايت حال گذشتگان است براى آن جناب .
* ( « وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْواحَ . . . » ) *
كلمه « رهبة » به معناى ترسى است كه توأم با احتياط باشد و معناى ساير كلمات آيه روشن است .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه و احمد و نسايى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و ابن مردويه همگى از ابى واقد ليثى روايت كردهاند كه گفت : قبل از جنگ
هامش
( 1 ) سوره نساء آيه 17