* ( « وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ » ) * - برادرش هارون را امر به اصلاح و اجتناب از پيروى روش اهل فساد مىكند ، و حال آنكه هارون ( ع ) هم خود پيغمبرى مرسل و معصوم از معصيت و پيروى اهل فساد بوده ، و قطعا موسى بهتر از هر كس به مقام برادرش عارف بوده ، پس قطعا مقصود آن حضرت از اين كلام نهى هارون از كفر و معصيت نبوده ، بلكه مقصودش اين بوده كه در اداره امور مردم به آراء مفسدين ايشان گوش ندهد ، و مادامى كه موسى ( ع ) غائب است از آنان پيروى ننمايد .
از جمله ادله اين معنا يكى كلمه « و اصلح » است كه دلالت مىكند بر اينكه مراد از جمله * ( « لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ » ) * همان اصلاح امور ايشان و بر حذر بودن از اين است كه در ميان ايشان روشى را پيش گيرد كه مطابق سليقه مفسدين و مورد پيشنهاد آنان باشد .
از اينجا معلوم مىشود كه در آن روز در ميان بنى اسرائيل مردمى مفسد وجود داشتهاند كه همواره در كمين بودهاند كه زحمات اين دو بزرگوار را خنثى نموده و با نقشه هاى شوم خود در كار ايشان كارشكنى كنند ، لذا موسى ( ع ) سفارش مىكند مبادا راه و روش و پيشنهادات ايشان را بپذيرد و در نتيجه دستخوش كيد و مكر ايشان گردد و جمعيت قوم اتحاد شان كه با تحمل آن همه محنتها و زحمات به دست آمده به اختلاف مبدل گردد .
* ( « وَلَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَكَلَّمَه رَبُّه قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَلكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَه فَسَوْفَ تَرانِي . . . » ) *
كلمه « تجلى » كه در آخر اين آيه آمده است به معناى قبول جلاء و ظهور است ، و كلمه « دك » مصدر و به معناى كوبيدن به محكمى است ، و در اين آيه به معناى اسم مفعول ( مدكوك ) است ، و معناى * ( « جَعَلَه دَكًّا » ) * اين است كه خداوند آن كوه را مدكوك و كوبيده مىكرد ، و كلمه « خر » از « خرور » به معناى سقوط است و « صعقا » از « صعقة » است كه به معناى مرگ و بيهوشى و از كار افتادن حواس و بطلان ادراك مىباشد ، و « افاقه » برگشتن به حالت سلامت عقل و حواس را گويند ، مثلا گفته مىشود : « فلانى از حالت غش افاقه پيدا كرد » يعنى به حال عادى و استقامت درك و شعور برگشت .
معناى اين آيه بطورى كه از ظاهر نظم و سياق آن بر مىآيد اين است كه : * ( « لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا » ) * وقتى موسى به ميقات ما كه براى او تعيين كرده بوديم آمد * ( « وَكَلَّمَه رَبُّه » ) * و پروردگارش با او گفتگو كرد « قال » موسى گفت : * ( « رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » ) * پروردگارا خودت را بنمايان تا نگاهت كنم ، يعنى وسائل ديدارت را برايم فراهم ساز تا به تو نظر اندازم و تو را ببينم . آرى ، ديدن فرع نظر انداختن است و نظر انداختن فرع تمكين و تمكين از ديدن است
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٤