تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
ترجمه آيات از پس آنها موسى را با آيه هاى خويش بسوى فرعون و بزرگان او فرستاديم كه در باره آن ستم كردند ، بنگر سرانجام تبهكاران چسان بود ( 103 ) . موسى گفت اى فرعون من فرستاده پروردگار جهانيانم ( 104 ) . سزاوارم بر اينكه در باره خدا جز حق نگويم ، براى شما معجزه اى از پروردگارتان آورده‌ام ، بنا بر اين بنى اسرائيل را با من بفرست ( 105 ) . گفت اگر راست مىگويى معجزه اى آورده اى آن را بيار ( 106 ) . پس عصاى خويش بيفكند كه در دم اژدهايى بزرگ شد ( 107 ) . و دست خويش برون آورد كه در ديد بينندگان سفيد مىنمود ( 108 ) . بزرگان قوم فرعون گفتند : راستى اين جادوگرى ماهر است ( 109 ) . كه مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند ، اكنون چه رأى مىدهيد ( 110 ) . گفتند او و برادرش را نگهدار و مامورين جمعآورى به شهرها فرست ( 111 ) . تا همه جادوگران ماهر را پيش تو آرند ( 112 ) . جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند اگر ما غالب شديم آيا مزدى خواهيم داشت ؟ ( 113 ) . گفت آرى شما از مقربان خواهيد بود ( 114 ) . گفتند اى موسى نخست تو عصاى خويش مىافكنى يا ما ابزار خويش بيفكنيم ؟ ( 115 ) . گفت نخست شما بيفكنيد ، چون ابزار جادوى خود بيفكندند ديدگان مردم را مسحور كردند و به رعبشان انداختند و جادويى بزرگ آوردند ( 116 ) . به موسى وحى كرديم كه عصاى خويش بيفكن ، و همان دم چيزهايى را كه ساخته بودند ببلعيد ( 117 ) . و حق آشكار شد و آنچه كرده بودند بيهوده گشت ( 118 ) . در آنجا مغلوب شدند و خفتزده بازگشتند ( 119 ) . و جادوگران سجده كنان خاكسار شدند ( 120 ) . و گفتند به پروردگار جهانيان ايمان داريم ( 121 ) . كه پروردگار موسى و هارون است ( 122 ) . فرعون گفت چرا پيش از آنكه به شما اجازه دهم به دو ايمان آورديد ؟ اين نيرنگى است كه در شهر