* ( « وَما وَجَدْنا لأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ . . . » ) *
در مجمع البيان فرموده : مقصود از « عهد » وفاى به آن است ، هم چنان كه گفته مىشود :
« فلانى عهد ندارد » و مقصود اين است كه به عهد خود وفا نمىكند « 1 » . و اما اينكه اين چه عهدى بوده ؟ ممكن است مراد عهدى باشد كه خداى تعالى بوسيله آياتش با آنان منعقد كرده ، و يا عهدى باشد كه ايشان با خدا بستهاند كه او را بپرستند و در عبادتشان چيزى را شريك او نگيرند ، چه برهان احتياج ممكن به واجب خود از بديهيات عقل آنان است ، اين معناى عهد ، و معناى آيه از آنچه گذشت بدست مىآيد .
بحث روايتى
مرحوم كلينى در كتاب كافى به سند خود از حسين بن حكم نقل كرده كه گفت عريضه اى به عبد صالح ( حضرت موسى بن جعفر ع ) نوشته و در آن نامه به عرضشان رسانيدم كه من در باره گفتار ابراهيم ( ع ) كه عرض كرد : « رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى » در شك هستم و خيلى علاقمندم به اينكه شما در اين باره توضيحى جهت من مرقوم داريد . حضرت در جواب نوشته بودند : ابراهيم به خداوند و مساله بعثت ايمان داشت ، ولى دوست مىداشت ايمان خود را بيشتر كند ، و در مرد شاكى مانند تو خيرى نيست سپس اضافه فرموده بودند كه شك وقتى است كه انسان يقين نداشته باشد ، وقتى يقين آمد شك از بين مىرود ، آن گاه نوشته بودند : خداى عز و جل مىفرمايد : * ( « وَما وَجَدْنا لأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ » ) * و اين آيه در باره اشخاص شاك نازل شده است « 2 » .
مؤلف : انطباق اين آيه با بيان سابق ما روشن است ، مخصوصا دنباله اى كه اين حديث به روايت عياشى از حسين بن حكم واسطى دارد ، و آن اين است كه فرمود : اين آيه در باره اهل شك نازل شده « 3 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 455 ط تهران .
( 2 ) الكافى ج 2 ص 399 ح 1
( 3 ) تفسير عياشى ج 2 ص 23 ح 60