تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
ترجمه آيات و به سوى مردم مدين برادرشان شعيب را فرستاديم ، ( او به قوم خود ) گفت : اى قوم ! خداى يگانه را كه جز او خدايى نداريد بپرستيد ، برهانى از پروردگارتان به سوى شما آمده ( و حجت بر شما تمام شده ) پيمانه و وزن را تمام دهيد ( كمفروشى مكنيد ) و حق مردم را كم مدهيد و در اين سرزمين پس از اصلاح آن فساد راه ميندازيد ، اين دستور را اگر باور داشته باشيد براى شما بهتر است ( 85 ) . بر سر هر راه منشينيد كه مردم را بترسانيد ، و كسى را كه به خدا ايمان آورده از راه خدا باز داريد ، و راه خدا را منحرف خواسته باشيد ، زمانى را به ياد آريد كه اندك بوديد ، و خدا بسيارتان كرد ، به ياد آريد و بنگريد سرانجام تباهكاران چگونه بود ( 86 ) . اگر گروهى از شما به اين آيين كه من براى ابلاغ آن مبعوث شده‌ام ايمان آورده‌اند و گروهى ايمان نياورده‌اند ، صبر كنيد تا خداىمان داورى كند ، او بهترين داوران است ( 87 ) . بزرگان قوم وى كه گردنكشى مىكردند گفتند : اى شعيب ! ما تو را با كسانى كه به تو ايمان آورده‌اند ، از آبادى خود بيرون مىكنيم ، مگر اينكه به آيين ما باز گرديد ، گفت : ( به آيين شما بازگرديم ) هر چند از آن نفرت داشته باشيم ؟ ( 88 ) . اگر پس از آنكه خدا ما را از آيين شما رهايى داده بدان باز گرديم در باره خدا دروغى ساخته‌ايم ، ما را نسزد كه بدان باز گرديم ، مگر خدا ، پروردگارمان بخواهد كه علم پروردگار ما به همه چيز رسا است ، و ما كار خويش را به خدا واگذاشته‌ايم ، پروردگارا ! ميان ما و قوممان به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى ( 89 ) . بزرگان قوم كه كافر بودند گفتند : اگر شعيب را پيروى كنيد زيان خواهيد ديد ( 90 ) . زلزله گريبان ايشان را بگرفت و در خانه هاى خويش بىجان شده و به زانو درآمدند ( 91 ) . گويى كسانى كه شعيب را تكذيب كردند هرگز در آن ديار نبودند ، و كسانى كه شعيب را تكذيب مىكردند ، خود مردمى زيانكار بودند ( 92 ) . آن گاه از آنان رو برتافته و گفت : اى قوم ! من پيغامهاى پروردگار خويش را به شما رساندم و نصيحتتان كردم ، چگونه براى گروهى كه كفر مىورزند اندوهگين شوم ؟ ( 93 ) . بيان آيات
* ( « وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً . . . » ) * اين آيه عطف است بر داستان نوح ( ع ) ، چون شعيب ( ع ) نيز مانند نوح و ساير انبياى قبل از خود دعوت خويش را بر اساس توحيد قرار داده بود .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 235 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى