تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
در ابتداى آن فرموده بود : « لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً » و بنا بر اين تقدير آيه مورد بحث نيز : « و لقد ارسلنا لوطا اذ قال لقومه » خواهد بود ، اين آن چيزى است كه از ظاهر آيه استفاده مىشود ، و ليكن معهود از اين گونه سياقهاى قرآنى اين است كه لفظ « اذكر به ياد آر » مقدر بوده و تقدير آيه : « اذكر لوطا الذى ارسلناه اذ قال لقومه » مىباشد . وحدت سياق اقتضا داشت كه هم چنان كه در داستان هود و صالح فرمود : « وَإِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً » و « وَإِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً » در اينجا نيز بفرمايد « و الى فلان اخاهم لوطا » و اگر در خصوص قوم لوط سياق را تغيير داده و بعد از ذكر داستان آن قوم مجددا به سياق قبلى برگشته و فرموده : * ( « وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً » ) * براى اين بوده كه لوط از پيروان شريعت ابراهيم ( ع ) بوده ، به خلاف هود و صالح كه از پيروان شريعت نوح ( ع ) بودند ، و در تفسير سوره « هود » خواهيم گفت كه لوط از بستگان ابراهيم ( ع ) بوده ، و آن حضرت او را به سوى اهل سدوم و اقوام مجاور آنان فرستاد ، تا آنان را كه مشرك و از بتپرستان بودند ، به دين توحيد دعوت كند . * ( « أتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ » ) * مراد از « فاحشه » عمل لواط است ، به دليل اينكه در آيه بعد مىفرمايد : * ( « لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً » ) * . * ( « ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ » ) * - يعنى هيچ يك از امم و اقوام روى زمين مرتكب چنين گناهى نشدند . و اين جمله ، دلالت دارد بر اينكه تاريخ پيدايش اين عمل منتهى به همين قوم مىشود . و ما در تفسير سوره هود ، به تفصيل قصه لوط ، متعرض خواهيم شد - ان شاء اللَّه تعالى - . * ( « إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ . . . » ) * « اتيان الرجال » به قرينه كلمه « شهوة » و همچنين به قرينه * ( « مِنْ دُونِ النِّساءِ » ) * كنايه است از عمل نامشروع با مردان ، و اين دو قرينه ، علاوه بر اينكه « اتيان الرجال » را معنا مىكند ، اين معنا را نيز مىرساند كه قوم لوط عمل زناشويى با زنان را ترك گفته و به مردان اكتفاء مىكردند ، و اين عمل را از آنجايى كه تجاوز و انحراف از قانون فطرت است ، « اسراف » ناميده و فرموده : * ( « بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ » ) * . جمله مورد بحث جمله اى است استفهامى و تقدير آن « ء انكم » است ، از آنجايى كه عمل مزبور ، فاحشه بىسابقه اى بوده از در تعجب و استبعاد مىپرسد : « آيا شما چنين كارى را مرتكب مىشويد ؟ » .