* ( « قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ » ) * اين جمله دلالت دارد بر اينكه شعيب ( ع ) معجزاتى كه دليل بر رسالتش باشد داشته ، و اما آن معجزات چه بوده ، قرآن كريم اسمى از آن نبرده است .
و مقصود از اين آيات و معجزات ، آن عذابى كه در آخر داستان ذكر مىكند نيست ، زيرا گر چه آن نيز در جاى خود آيتى بود ، و ليكن آيتى بود كه همه آنان را هلاك ساخت ، و معلوم است كه آيه عذاب آيه و معجزه رسالت نمىتواند باشد . علاوه بر اينكه پس از ذكر اين آيه و بينه نتيجه گرفته و مىفرمايد : پس به كيل و وزن وفا كنيد ، و اين نتيجه گيرى وقتى صحيح است كه عذاب نازل نشده باشد ، و مردم هلاك نشده باشند .
* ( « فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها » ) * شعيب ( ع ) نخست قوم خود را پس از دعوت به توحيد كه اصل و پايه دين است به وفاى به كيل و ميزان و اجتناب از كمفروشى كه در آن روز متداول بوده دعوت نموده ، و ثانيا آنان را دعوت به اين معنا كرده كه در زمين فساد ايجاد نكنند ، و بر خلاف فطرت بشرى - كه همواره انسان را به اصلاح دنياى خود و تنظيم امر حيات دعوت مىكند - راه نروند .
گر چه افساد در زمين بر حسب اطلاق شامل گناهان مربوط به حقوق اللَّه نيز مىشود ، و ليكن از ما قبل و ما بعد جمله مورد بحث بر مىآيد كه مقصود از فساد خصوص آن گناهانى است كه باعث سلب امنيت در اموال و اعراض و نفوس اجتماع مىشود ، مانند راهزنى ، غارت ، تجاوزهاى ناموسى و قتل و امثال آن .
* ( « ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ) * شعيب ( ع ) سپس اين دو دعوت خود را چنين تعليل مىكند كه : وفاى به كيل و وزن و بر هم نزدن نظم جامعه براى شما بهتر است ، و سعادت دنياى شما را بهتر تامين مىكنند ، زيرا زندگى اجتماعى انسان وقتى قابل دوام است كه افراد ، ما زاد فرآورده خود را در مقابل فرآورده هاى ديگر مبادله نموده و بدين وسيله حوائج خود را برآورده كنند ، و اين وقتى ميسر است كه در سراسر اجتماع امنيت حكمفرما بوده و مردم در مقدار و اوصاف هر چيزى كه معامله مىكنند به يكديگر خيانت نكنند ، چون اگر خيانت از يك نفر صحيح باشد از همه صحيح خواهد بود ، و خيانت همه معلوم است كه اجتماع را به چه صورت و وضعى در مىآورد ، در چنين اجتماعى مردم به انواع حيله و تقلب ، سم مهلك را به جاى دوا ، و جنس معيوب و مخلوط را به جاى سالم و خالص به خورد يكديگر مىدهند .
و همچنين عدم افساد در زمين ، چون فسادانگيزى نيز امنيت عمومى را كه محور چرخ اجتماع انسانى است از بين برده و مايه نابودى كشت و زرع و انقراض نسل انسان است .