و « عقر ناقه » به معناى نحر آن است ، و به معناى بريدن دست و پاى آن نيز آمده . و « عتو » به معناى تمرد و سرپيچى است . و در اين آيه از آنجايى كه با لفظ « عن » متعدى شده ، متضمن سر پيچى از روى استكبار است . معناى بقيه جملات اين دو آيه روشن است ، و احتياج به توضيح ندارد .
* ( « فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ . . . » ) *
« رجفة » به معناى لرزيدن و اضطراب شديد است ، مانند زلزله در زمين و تلاطم در دريا . و « جثوم » در انسان و پرندگان مانند به سينه در افتادن شتر است .
در آيات مورد بحث عذابى را كه قوم صالح با آن به هلاكت رسيدهاند ، « رجفة » خوانده و در آيه « 67 » سوره « هود » آن را « صيحه » و در آيه « فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ » « 1 » آن را « صاعقه » ناميده است . و اين بدان علت است كه نوعا صاعقه هاى آسمانى بدون صيحه و صداى هولناك و نيز بدون رجفه و زلزله نيست ، چون معمولا اين گونه صاعقه ها باعث اهتزاز جو مىشود ، و اهتزاز جوى نيز وقتى به زمين مىرسد باعث لرزيدن زمين شده ، ايجاد زلزله مىكند .
ممكن هم هست گفته شود وجه تسميه « صاعقه » به « رجفه » اين است كه صاعقه باعث تكان خوردن دلها و لرزيدن اندام آدمى است .
اين آيه تنها دلالت دارد بر اينكه اين عذاب كه مقصود از آن استيصال و انقراض آن قوم بوده ، اثر كفر و ظلمى بوده است كه نسبت به آيات خدا روا مىداشتند ، و اما اينكه اين عذاب چگونه بوجود آمده ، آيه شريفه متعرض آن نيست .
هامش
( 1 ) سوره حم سجده آيه 17