تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
مخصوصا جمله * ( « فِي أَرْضِ اللَّه » ) * بطور تلويح مىفهماند كه قوم صالح ، از آزاد گذاشتن ناقه در چريدن و گردش كردن ، اكراه داشتند و گويا اين معنا بر آنان گران مىآمده و نمىخواستند زير بار آن بروند ، لذا توصيه كرده كه از آزادى آن جلوگيرى نكنند ، و تهديد فرموده كه اگر آسيبى به آن رسانيده ، يا آن را بكشند به عذاب دردناكى دچار مىشوند . * ( « وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ . . . » ) * صالح در اين جمله قوم خود را به تذكر و ياد آوردن نعمتهاى خدا دعوت مىكند ، هم چنان كه هود قوم عاد را به آن دعوت مىنمود . و از جمله نعمتهايى كه به ياد آنان مىآورد اين است كه خداوند آنان را جانشين قوم عاد و ساير امتهاى گذشته قرار داده و در زمين مكنتشان داده ، و اينك قسمتهاى جلگه زمين و همچنين كوهستانى آن را اشغال نموده و در آن خانه و آبادى به وجود آورده‌اند ، آن گاه تمامى نعمتها را در جمله * ( « فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّه » ) * خلاصه مىكند ، و با به كار بردن لفظ « فاء » كه براى تفريع است ، مغايرت آن را با جملات قبل مىرساند ، و گويا پس از اينكه فرمود : نعمتهاى خدا را به ياد بياوريد ، و تعدادى از آن نعمتها را بر شمرد ، براى بار دوم فرمود : با اين همه نعمتها كه خداوند در دسترس شما قرار داده ، جا دارد كه آن نعمتها را به ياد بياوريد . * ( « وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ » ) * - اين جمله عطف بر جمله « فاذكروا » و لازمه آن است ، و ماده « عثى » هم به معناى فساد تفسير شده ، و هم به معناى اضطراب و مبالغه آمده است . راغب در مفردات مىگويد : « عيث و عثى » با اينكه دو ماده هستند از جهت معنا به هم نزديك هستند ، مانند « جذب و جبذ » ، چيزى كه هست ماده « عيث » بيشتر در فسادهايى گفته مىشود كه محسوس باشد ، به خلاف ماده « عثى » كه بيشتر در فسادهاى معنوى و غير حسى به كار برده مىشود ، مانند آيه * ( « وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ » ) * « 1 » .
* ( « قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِه لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ . . . » ) * جمله * ( « لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا » ) * را با جمله * ( « لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ » ) * تفسير كرد تا دلالت كند بر اينكه مستضعفين از قوم صالح ، مؤمنين آن قوم بودند ، و خلاصه ، تنها مستضعفين به وى ايمان آورده بودند . * ( « فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ . . . » ) * - « عقر نخله » به معناى بريدن آن از بيخ است ،
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 33
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 229 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى