تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
تدبير ديگر نيز به اذن خود او است ، چون شفاعت عبارت است از اينكه شفيعى بين خداى پذيراى شفاعت و بين امر مورد شفاعت واسطه شود تا مجراى محكمى از احكام او تغيير يافته ، و حكم ديگرى بر خلاف آن جارى شود ، مثلا آفتاب بين خدا و زمين واسطه مىشود تا ظلمتى را كه بر حسب اقتضاى نظام عام بايد زمين را فرا گيرد از بين برده ، در عوض زمين را به نور خود روشن سازد ، سقف و يا سايبان نيز واسطه مىشود تا نورى را كه بر حسب تابش جهانى آفتاب بايد بر فلان قسمت از زمين بتابد از بين برده و آنجا را سايه بيندازد . و وقتى اين شفاعت هم به اذن خود او بوده باشد پس جميع تدابير جارى در عالم از خود او خواهد بود ، حتى هر وسيله اى كه براى ابطال تدبير و تغيير مجراى حكمى از احكام او اتخاذ شود چه وسائل تكوينى و چه وسائلى كه انسان آن را به منظور فرار از حكم اسباب الهى به كار بيندازد ، همه از تدابير خود او مىباشد . بنا بر اين ، اگر مىبينيم بعضى از موجودات پست از جهت قصورى كه در استعداد آنها است عصيان ورزيده و پذيراى صور زيبا و مواهب عالى نيستند ، بايد بدانيم كه همين عصيان آنها عين اطاعت و اين رد از آنها عين قبول است ، و اين امتناعى كه از تربيت دارند عين تربيت است ، مثلا اگر مىبينيم انسان بخاطر جهلى كه دارد در برابر پروردگار خود طغيان و سركشى مىكند همين استنكافش از خضوع در برابر خدا نيز انقياد و تسليم شدن در برابر حكم او است ، و اگر انسان به خيال خود ، با خداى خود مكر كرده ، همين مكرش عين گرفتار مكر خدا شدن است ، هم چنان كه فرموده : « وَما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَما يَشْعُرُونَ » « 1 » و فرموده : « وَما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَما يَشْعُرُونَ » « 2 » و نيز فرموده : « وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ » « 3 » . پس اينكه فرمود : « ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِه » دلالت دارد بر اينكه شفاعت شفعاء و همچنين هر سبب مخالفى كه حائل شود بين تدبير الهى و بين مقتضيات آن از جهت ديگرى كه عبارت باشد از اذن ، باز تدبير الهى به شمار مىرود - دقت بفرماييد - . در حقيقت اسباب متخالف و متزاحم مانند دو كفه ترازو هستند كه يا اين آن را بلند مىكند و آن اين را پايين مىآورد و يا به عكس ، و اختلافى كه در آن دو مشاهده مىشود عين
هامش
( 1 ) مكر نمىكنند مگر به خودشان و نمىفهمند . سوره انعام آيه 123 ( 2 ) گمراه نمىكنند مگر خودشان را و نمىفهمند . سوره آل عمران آيه 69 ( 3 ) شما عاجز كنندگان نيستيد در زمين و جز خدا سرپرست و ياورى نداريد . سوره شورى آيه 31
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 196 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى