نزد خدا حاضر و برايش معلوم است ، و روى اين حساب جمله « يَعْلَمُ ما يَلِجُ . . . » به منزله تفسيرى است براى استواى بر عرش . پس عرش همانطورى كه مقام تدبير عام عالم است و جميع موجودات را در جوف خود جاى داده همچنين مقام علم نيز هست ، و چون چنين است قبل از وجود اين عالم و در حين وجود آن و پس از رجوع مخلوقات به سوى پروردگار نيز محفوظ هست ، هم چنان كه آيه « وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ » محفوظ بودن آن را حتى در قيامت ، و آيات مربوط به خلقت آسمانها و زمين موجود بودن آن را مقارن با وجود عالم ، و آيه « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ » « 1 » موجود بودنش را قبل از خلقت اين عالم بيان مىنمايد .
* ( « ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً . . . » ) *
« تضرع » از « ضراعت » و به معناى اظهار ضعف و ذلت است . « خفية » به معناى پنهانى و پوشيده داشتن است ، و بعيد نيست كنايه از همان تضرع بوده و غرض از ذكرش تاكيد همان اظهار ذلت و عجز باشد ، چون شخص متذلل همواره در اثر ذلت و خوارى در صدد پنهان ساختن خويش است .
ذكر اين دو آيه بعد از آيه * ( « إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّه الَّذِي خَلَقَ . . . » ) * كه توحيد ربوبيت خدا را از راه وحدت خالقيت او اثبات مىكرد به منزله نتيجه گيرى از آن است ، گويا مىفرمايد : وقتى خداى تعالى در مساله خلقت و تدبير شريكى ندارد پس بر هر بنده اى لازم است كه تنها او را بخواند ، و او را بندگى كند ، و دينى را اتخاذ نمايد كه موافق با ربوبيت انحصارى او باشد .
و چون در صدد نتيجه گرفتن بود بلافاصله شروع به دعوت بشر كرد ، نخست بشر را به اين عبوديت خواند ، و فرمود : * ( « ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ . . . » ) * و دستور داد تا اين عبادت را با تضرع و زارى انجام دهند و اين تضرع و زارى هم علنى و به صداى بلند كه منافى با ادب عبوديت است نبوده باشد ، البته اين معنا در صورتى است كه « واو » براى جمع باشد ، و اما اگر « واو » براى تنويع باشد معناى آيه چنين مىشود : بايد خداى را عبادت كنند ، يا علنا و به صداى بلند و يا آهسته . ممكن هم هست منظور از تضرع را عبادت با سر و صدا دانسته و بگوييم معناى آيه اين است كه : عبادت بايد آهسته انجام شود نه با داد و فرياد ، مگر اينكه از در تضرع و زارى باشد كه در آن صورت سر و صدا داشتن عيب ندارد .
اين نسبت به خداى تعالى ، و اما نسبت به يكديگر در جمله * ( « وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها » ) *
هامش
( 1 ) و اوست كه آسمانها و زمين راى در شش روز آفريد ، و عرش وى بر روى آب بود . سوره هود آيه 7