دستور مىدهد به اصلاح امور مردم ، و ريشه كن ساختن ظلم از ميان آنان .
و در مرحله دوم دستور مىدهد به اينكه عبادتشان مانند عبادت بتپرستان از يكى از دو راه خوف و طمع نباشد ، بلكه در هنگام عبادت هم خوف داشته باشند و هم طمع ، چون بتپرستان بتهاى خود را يا از ترس و براى محفوظ بودن از شرشان مىپرستيدند و يا به طمع خيرات و بركات آنها در برابرشان خاضع مىشدند . و اين رويه بطورى كه تجربه شده است آدمى را به ترك عبادت وادار مىسازد ، چون عبادت از راه خوف تنها و بدون اميد معمولا انسان را دچار نوميدى و وادار به ترك عبادت مىكند ، هم چنان كه عبادت تنها از راه اميد و بدون خوف نيز انسان را به وقاحت و بيرون شدن از زى عبادت وا مىدارد ، لذا فرمود : * ( « وَادْعُوه خَوْفاً وَطَمَعاً » ) * تا هر يك از خوف و طمع مفاسد ديگرى را جبران نموده و عبادت نيز مانند ساير كائنات در مجراى ناموس عام جهانى ، يعنى ناموس جذب و دفع قرار گيرد .
* ( « إِنَّ رَحْمَتَ اللَّه قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » ) * - اعتدال در عبادت و اجتناب از فساد در روى زمين بعد از اصلاح آن را « احسان » خوانده ، و كسانى را كه به اين دستورات عمل كنند « محسنين » ناميده ، كه رحمت خدا نزديك به آنان است .
در اينجا ممكن است كسى اشكال كند كه چرا نفرمود : « رحمة اللَّه قريبة » جواب داده شده كه : چون « رحمت » مصدر است و در مصدر ، مذكر و مؤنث يكسان است . بعضى در جواب اين اشكال گفتهاند : در حقيقت منظور از « رحمت » احسان است ، و چون احسان مذكر است ، لفظ « قريب » را نيز مذكر آورد . بعضى ديگر گفتهاند : « قريب » بر وزن فعيل و به معناى مفعول است و در فعيل به معناى مفعول ، مذكر و مؤنث يكسان است ، هم چنان كه در آيه « 17 » سوره « شورى » نيز فرموده : « لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ » .
* ( « وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه . . . » ) *
در اين آيه ربوبيت خدا را از جهت عود بيان مىكند ، هم چنان كه آيه « * ( إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّه » ) * از جهت بدء بيان مىنمود .
كلمه « بشرا » در اصل « بشر » - به دو ضمه - جمع « بشير » است ، مانند « نذر » جمع « نذير » . و منظور از « رحمت » در اينجا باران است . و * ( « بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه » ) * به معناى « قبل از فرود آمدن باران » است ، و در اين تعبير استعاره تخييليه به كار رفته ، به اين معنا كه باران را به انسانى تشبيه كرده كه خانواده و دوستانش انتظار آمدنش را دارند ، و جلوتر از او كسى است كه آمدن او را بشارت مىدهد .
* ( « حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناه لِبَلَدٍ مَيِّتٍ . . . » ) * - « اقلال » به معناى حمل كردن ، و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٩