است ، همان حكمى است كه خضر در جواب موسى ( ع ) به آن تمسك جست و گفت : « إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِه خُبْراً » « 1 » تو اى ابراهيم فكر مىكنى كه موسى ( ع ) از كارهاى خضر سر در مىآورد مع ذلك اعمالش را منكر و شنيع مىدانسته . نه ، او از وجهه اعمال خضر آگاه نبود ، تا آنكه خضر در جوابش گفت : « من اين كارها را به دستور و اذن خداى تعالى انجام دادم » « 2 » .
اين بود قسمتى از آن حديث ، و در قبال اين دسته از روايات آياتى از قرآن كريم هست كه بعضى از آنها در خود اين حديث ايراد شده است ، و از جمله آياتى كه در متن حديث ايراد نشده آيه « لِيَمِيزَ اللَّه الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَه عَلى بَعْضٍ فَيَرْكُمَه جَمِيعاً فَيَجْعَلَه فِي جَهَنَّمَ » « 3 » است ، كه مىفرمايد خداى تعالى در روز قيامت طيب را از خبيث جدا مىسازد به طورى كه ذرهاى از خباثت در طيب مخلوط نباشد ، و ذرهاى از جنس طيب در خبيث باقى نماند ، آنچه از آلودگيها و خباثت متفرق در بنى نوع بشر است ، يك جا جمع نموده و شاخ و برگهايى را كه از ريشه درخت خباثت در آنان دويده شده به اصل درخت باز مىگرداند ، نتيجه اين جدا ساختن طيب از خبيث اين است كه همه حسنات در يك طرف گرد آمده به سعادت خالص و بىشائبه ذات برگردند و همه سيئات نيز در جانبى گرد آمده به منشا و اصل خود رجوع كنند و اين بيان بعينه همان بيانى است كه در حديث بود .
اينكه امام ( ع ) فرمود : اى ابراهيم « بگو ببينم وقتى قرص خورشيد طلوع مىكند . . . » خواست تا با اين مثال محسوس بفهماند هر اثرى مظهر مؤثر و هم سنخ آن و وجودش قائم به وجود آن و ملازم وجود آن است ، و اين هم كه فرمود : « اين عمل نه تنها ظلم و عدوان نيست ، بلكه به خدا سوگند قضاء فاصل و حكم قاطع و عين عدالت است » با اين كه به ظاهر و به حسب نظر ابتدايى عملى مخالف عدالت به نظر مىرسد ، مبنى بر همان سنخيت بين فعل و فاعل و اثر و مؤثر است . چون اين سنخيت از چيزهايى است كه عقل به ضرورت و بداهت ، حكم به آن مىكند ، هم چنان كه حكم مىكند به اينكه هر فعلى از افعال كه فرض شود ، فاعلى آن را از خود ابراز مىكند كه ذاتش تناسب با آن فعل را داشته باشد ، و اگر نظر سطحى بر
هامش
( 1 ) تو هرگز نمىتوانى همراهى و رفاقت با مرا تحمل كنى ، چگونه خواهى توانست تحمل كردن چيزى را كه به آن آگاهى ندارى . سوره كهف آيه 68
( 2 ) علل الشرائع ، ص 491 ط نجف .
( 3 ) تا خدا پليد را از پاكيزه ممتاز كند و بعضى از پليدها را بر بعضى ديگر انباشته و آن را توده كرده در جهنم قرار دهد . سوره انفال آيه 37