مردم در آن عالم هنوز در راه تصفيه و تكامل به سوى سعادت خالص و يا شقاوت خالص هستند ، و جاى حكم قطعى زمانى است كه مردم تكليفشان يكسره شده يا سعادت خالص و يا شقاوت خالص كسب كرده باشند ، و آن خانه آخرت است .
و نيز از اينجا سر اين گفته قرآن و حديث كه : « خداوند جزاى حسنات كفار را در دنيا مىدهد ، و در آخرت ميزانى برايشان بر پا نمىكند ، و در آنجا جز آتش بهره اى ندارند » معلوم مىشود - دقت فرماييد - .
براى اينكه نقل حسنات سعداء به اشقيا و به عكس ، ظلم و خلاف عدل نيست ]
استشهادى كه امام ( ع ) به آيه « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ » فرمود به منظور تعليل بيان حكم ملكوتى بود .
توضيح اينكه : حقيقت سؤال از هر چيزى ، چه فعلى باشد كه از فاعلى سر زده ، و يا حكمى كه از حاكمى صادر شده ، و يا خبرى كه از مخبرى رسيده ، اين است كه فاعل و يا حاكم و يا مخبر ، كردار و گفتار خود را با واقع تطبيق نموده ، و نحوه مطابقت آن را با واقع بيان نمايد ، و مادامى كه اين معنا را بيان ننموده جاى سؤال باقى است . و اما در جايى كه فعل و يا حكم و يا خبر عين واقع و بىنياز از بيان فاعل و يا حاكم و يا مخبر باشد البته سؤال معنا نخواهد داشت .
مثلا وقتى سائل از شما مىپرسد چرا اين يتيم را زدى ؟ و يا چرا حكم كردى به اينكه فلان چيز مال زيد است ؟ و يا بپرسد اين كه خبر آوردى زيد ايستاده از كجا گفتى ؟ دست از اين سؤال بر نمىدارد و هم چنان حق سؤال دارد تا شما عمل خود را با واقع و حق تطبيق كنى ، مثلا بگويى من اگر يتيم را زدم منظورم تاديب او بود ، و يا اگر حكم كذايى را دادم براى اين بود كه زيد آن مال را از پدرش ارث برده بود ، و يا اگر گفتم زيد ايستاده براى اين بود كه من به چشم خود ديدم كه ايستاده . سؤال از اين گونه مطالب كه محتاج به دفاع و تطبيق با حق و واقع است صحيح است . و اما مطالبى كه احتياج به تطبيق ندارد از قبيل جفت بودن عدد چهار و بيشتر بودن عدد ده از عدد پنج و مردن زيد پس از جدا شدن سرش از بدن از آنجايى كه عين واقع و حق است سؤال از آن معنا ندارد ، و صحيح نيست كسى بپرسد چرا عدد چهار جفت و چرا عدد ده بيشتر از عدد پنج است ؟ و يا چرا فلان علت تامه فلان معلول را به وجود آورد ؟ اين معنا كه روشن شد اينك مىگوييم : فعل خداى سبحان عين حق و واقع است و قولش عين موجود خارجى و واقعى است ، فعل و قول او مستند به چيز ديگرى نيست تا سؤال از آن به چرا و چطور صحيح باشد ، آرى جميع قضاياى حقى كه ما عقايد و افعال خود را بر آن تطبيق مىدهيم و بدين وسيله حقانيت آن را اثبات مىكنيم همه از موجودات خارجى كه همان فعل خداى سبحان