آن زرع مختلف است ، يكى گندم است و يكى جو ، يكى عدس است و آن ديگرى نخود .
مقصود از « متشابه » و « غير متشابه » در جمله * ( « وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَغَيْرَ مُتَشابِه » ) * بطورى كه از سياق برمىآيد اين است كه هر يك از آن ميوه ها از نظر طعم و شكل و رنگ و امثال آن هم متشابه دارد و هم غير متشابه .
* ( « كُلُوا مِنْ ثَمَرِه إِذا أَثْمَرَ . . . » ) *
امرى كه در اينجا است امر وجوبى نيست ، بلكه تنها اباحه را مىرساند ، چون از اينكه قبلا مساله خلقت جنات معروشات و نخل و زرع و غير آن را خاطر نشان ساخته بود به دست مىآيد كه امر به خوردن از ميوه هاى آنها امر در مورد توهم منع است و معلوم است در چنين موردى صيغه امر تنها اباحه را مىرساند نه وجوب را . در حقيقت تقدير كلام اين است كه :
« خداوند آن كسى است كه جنات و نخل و زرع را آفريد و به شما دستور داد تا از ميوه هاى آنها بخوريد و امر فرمود كه در موقع چيدن آن حق واجبش را بپردازيد ، و شما را از اسراف در آن منع و نهى كرد » و اين سياق بهترين دليل است بر اينكه معناى « دستور داد » اين است كه به شما اجازه داد .
و مقصود از « حق » در جمله * ( « وَآتُوا حَقَّه يَوْمَ حَصادِه » ) * آن حق ثابتى است كه متعلق به ميوه هاى مذكور مىشود . و بنا بر اين ، ضميرى كه در « حقه » است به كلمه « ثمر » برمىگردد و اگر فرمود : « حق ميوه را بپردازيد » به اين جهت است كه حق مزبور به آن ميوه ها تعلق مىگيرد ، هم چنان كه گفته مىشود : « حق فقراء » چون حق به فقرا ارتباط خاصى دارد ، بعضى ها احتمال دادهاند كه ضمير مزبور مانند ضميرى كه در : * ( « إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ » ) * است به خداى تعالى برگردد و معناى آيه اين باشد كه : حق خدا را بپردازيد ، چون ميوه هاى مذكور انتسابى هم با خداى تعالى دارند ، خداى تعالى است كه آن ميوه ها را ايجاد فرموده است .
به هر حال آيه شريفه به طور اجمال و سربسته از ميوه ها و حبوبات حقى براى فقرا قائل شده ، و فرموده كه در روز درو غلات و چيدن ميوه ها حق فقرا بايد داده شود . و اين اشاره به حكم عقل است ، و در حقيقت حكمى را كه عقل در اين باره دارد امضاء كرده نه اينكه بخواهد مساله زكات را خاطرنشان سازد ، چون اين آيه شريفه در مكه نازل شده و تشريع زكات و وجوب آن در مدينه اتفاق افتاده . علاوه بر اين ، اگر آيه شريفه راجع به زكات واجب مىبود مىبايست زكات در همه انواع نامبرده در آيه واجب بوده باشد ، و حال آنكه در ميان آنها چيزهايى هست كه زكات ندارد .
بله ، بعيد نيست بگوييم اين آيه اجمال همان تفصيلى است كه بعدا در مدينه نازل
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 500
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٠٠