افتراء بستيد تا بدين وسيله مردم را بدون علم گمراه كنيد ، و معلوم است كه با چنين ظلمى ديگر به راه خدا هدايت نمىشويد ، چون خداوند مردم ستمگر را هدايت نمىكند .
* ( « قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه . . . » ) *
معناى آيه روشن است ، و در تفسير آيات مشابه آن يعنى آيه سوم از سوره « مائده » و آيه « 173 » از سوره « بقره » مطالبى كه به اين آيه نيز ارتباط دارد گذشت .
* ( « وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ . . . » ) *
كلمه « ظفر » مفرد « اظفار » است كه به معناى ناخن است كه بر سر انگشتها مىرويد . و « حوايا » به معناى روده ها است . در مجمع البيان گفته است : احتمال دارد كلمه « حوايا » عطف به « ظهور » و در تقدير مرفوع بوده باشد ، و احتمال دارد عطف بر كلمه « ما » در « ما حملت » بوده و در تقدير منصوب بوده باشد . و اما كلمه « ما » كه در جمله * ( « مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ » ) * است معطوف است به « ما » ى اول « 1 » .
و از اين دو احتمال كه وى داده احتمال اول به نظر ما قوىتر است .
صاحب مجمع البيان سپس فرموده : كلمه « ذلك » در جمله * ( « ذلِكَ جَزَيْناهُمْ » ) * ممكن است در تقدير منصوب و مفعول دوم « جزيناهم » بوده و تقدير كلام « جزيناهم ذلك ببغيهم » باشد ، و ليكن ممكن نيست تقدير آن را مرفوع و آن را در تقدير مبتدا بگيريم ، زيرا در چنين صورت تقدير كلام : « ذلك جزيناهموه » مىشود ، نظير : « زيد ضربت » كه تقديرش : « زيد ضربته » است ، و اين تنها در شعر آن هم در مواقع ضرورت جايز است نه در همه جا « 2 » .
و اين آيه به نظر مىرسد كه در مقام جواب از سؤال مقدرى است ، و آن سؤال اين است كه اگر چارپايان حلالند ، و ما مشركين را اين همه توبيخ و ملامت مىكنى كه چرا انعام و حرث را بر خود تحريم كردهايم پس چرا خداوند همين انعام را بر يهود حرام كرد ؟ در اين آيه جواب مىدهد كه اگر خداوند طيباتى را بر يهود حرام فرمود به خاطر ظلمى بود كه ايشان روا داشتند ، و اين در حقيقت يك نوع گوشمالى بود ، كه منافات با حليت ذاتى ندارد ، هم چنان كه آيه « كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِه مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ » « 3 » و آيه « فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّه كَثِيراً »
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 379
( 3 ) همه طعامها بر بنى اسرائيل حلال بود مگر همانهايى كه خود اسرائيل قبل از نزول تورات بر خويش حرام كرده بود . سوره آل عمران آيه 93