مىدادند ، و يا تمام موجودات را طائفه طائفه جمع نموده و يا مواجه با آنان مىكرديم و همه به زبان حال و يا به زبان قال شهادت مىدادند ، باز ايشان ايمان آور نبودند ، و هيچ يك از اين كارها در آنان تاثير نمىكرد ، مگر اينكه خدا خواسته باشد .
پس اين مردم جز به مشيت خدا ايمان نمىآورند . آرى ، گر چه نظام عالم خلقت با همه عرض عريضى كه دارد محكوم به قانون علت و معلول است و بر طبق اين قانون جريان دارد ، ليكن اين علل و اسباب خود محتاج به خداى تعالى هستند ، و از ناحيه خود استقلال ندارند . و خلاصه خداوند با اجراى اين نظام دست بند به دست خود نزده ، علل و اسباب وقتى مؤثرند كه خداوند خواسته و اذن داده باشد .
اما چه بايد كرد كه بيشتر مشركين - كه شايد عوام و غير علماى اهل بغى و ستم آنان باشند - به مقام پروردگار خود جاهلند ، و همه علل و اسباب را مستقل در تاثير مىپندارند ، و خيال مىكنند اگر خداوند معجزه را كه سبب ايمان است برايشان بياورد ايمان مىآورند و حق را پيرو مىشوند هر چند خداوند نخواسته باشد ، و اشتباهشان از اين جهت است كه اين اسباب ناقص را اسباب مستقل پنداشتهاند .
* ( « وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الإِنْسِ وَالْجِنِّ . . . » ) *
« شياطين » جمع « شيطان » است كه در اصل لغت به معناى شرير مىباشد و در اثر غلبه استعمال بيشتر به « ابليس » اطلاق مىشود . كلمه « جن » از ماده « جن » - بفتح - اتخاذ شده كه در اصل لغت به معناى استتار و نهان شدن است و در عرف قرآن به معناى طائفه اى از موجودات غير ملائكه هستند كه شعور و اراده دارند و از حواس ما پنهانند ، و خداوند ابليس را از سنخ جن معرفى كرده است . كلمه « وحى » به معناى گفتار در گوشى و پنهانى و اشاره و امثال آن است . و « زخرف » آن آرايشى را گويند كه آدمى را به اشتباه بيندازد ، پس « زخرف قول » آن گفتارى است كه امر را بر انسان مشتبه سازد . و كلمه « غرور » در اين آيه يا مفعول مطلق فعل مقدرى است از جنس خود آن يعنى از ماده « غرر » ، و يا مفعول له .
بنا بر اين ، معناى آيه چنين مىشود : همانطور كه براى تو دشمنانى از شيطانهاى انسى و جنى درست كردهايم كه پنهانى و با اشاره عليه تو نقشه ريزى مىكنند و با سخنان فريبنده مردم را به اشتباه مىاندازند براى تمامى انبياى گذشته نيز چنين دشمنانى درست كرده بوديم . و گويا مراد اين باشد كه شيطانهاى جنى به وسيله وسوسه به شيطانهاى انسى وحى مىكنند و شيطانهاى انسى هم آن وحى را بطور مكر و تسويل پنهانى براى اينكه فريب دهند - يا براى اينكه خود فريب آن را خوردهاند - به همديگر مىرسانند .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 442
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٤٢