تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
كرده‌اند ، بايد دانست كه آن روايت از رواياتى كه وى طرح نموده معتبرتر نيست . و اما اينكه گفته‌اند : عبد اللَّه قبل از سال فتح به طوع و رغبت مسلمان شده اين نيز صحيح نيست ، زيرا رواياتى كه ما از طرق شيعه و سنى به نظر خواننده رسانديم گوياى اين مطلب بود كه وى تا روز فتح مكه به اسلام برنگشته بود ، و رسول خدا ( ص ) در روز فتح خونش را هدر كرده بود و به شفاعت عثمان از او صرفنظر نمود . در اينجا يك اشكال بر ظاهر روايات باقى مىماند ، و آن اين است كه آيه شريفه * ( « وَمَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّه » ) * با آنچه كه در روايات است كه عبد اللَّه گفته بود : « فانا انزل مثل ما انزل اللَّه » منطبق نيست . علاوه بر اين ، نازل شدن آيه * ( « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْه شَيْءٌ وَمَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّه » ) * در مدينه ، با اتصال آن به آيه بعديش نمىسازد ، و در اين صورت ناگزيريم بگوييم آيه بعديش هم در مدينه نازل شده و حال آنكه در مدينه نازل نشده است . البته در اين ميان روايت ديگرى هم هست كه سبب نزول آيه را چيز ديگرى مىداند ، و آن روايتى است كه عبد بن حميد از عكرمه نقل كرده كه گفت : بعد از آنكه سوره « وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفاً فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً » نازل گرديد نضر كه مردى از بنى عبد الدار بود در مقابل آيات اين سوره گفت : « و الطاحنات طحنا فالعاجنات عجنا » و از اين قبيل ترهات زياد به هم بافت ، خداى تعالى در باره اش اين آيه را فرستاد : * ( « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْه شَيْءٌ . . . » ) * « 1 » و در تفسير عياشى از سلام از ابى جعفر ( ع ) روايت شده كه در ذيل آيه * ( « الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ » ) * فرمود : مراد از آن عطش روز قيامت است « 2 » . مؤلف : اين مضمون را از فضيل از امام صادق ( ع ) نيز روايت كرده ، با اين تفاوت كه در آن كلمه « روز قيامت » نيامده است « 3 » .
و در كافى به سند خود از ابراهيم از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : وقتى خداى عز و جل خواست آدم را بيافريند جبرئيل را در اولين ساعت از روز جمعه فرستاد و جبرئيل به قبضه دست راستش كه همه مسافت بين آسمان دنيا و آسمان هفتم را قبضه مىكرد
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 30 ( 2 و 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 370 ح 62 - 63