دردى نمىخورد . هم چنان كه در آيات ديگرى اين معنا را از قول كفار نقل كرده كه گفتند : اين همان اساطير اولين است .
و بنا بر قرائت اول معنايش اين است كه : ما آيات را به عبارات گوناگون و بيانات مختلفى گوشزد مىكنيم براى هدفهايى كه در نظر داريم ، و از آن جمله يكى اين است كه اين بدبختها بدبختى خود را تكميل نموده تو را به اين معنا متهم كنند كه تو اين معارف و اين آيات را نزد بعضى از اهل كتاب خوانده و از او ياد گرفته اى .
* ( « وَلِنُبَيِّنَه لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » ) * هدف ديگر ما اين است كه با اين تنوع در گفتار دلهاى عده اى ديگر را پاك نموده شرح صدرشان دهيم ، هم چنان كه در جاى ديگر اين هدف را چنين بيان نموده : « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً » « 1 » .
بحث روايتى
در كافى به سند خود از فضيل بن يسار نقل كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : خداى تعالى را نمىتوان وصف كرد ، و چگونه وصف او ممكن است و حال آنكه خودش در كتاب خود فرموده : * ( « وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه » ) * چون از اين آيه برمىآيد كه به هيچ قدرى توصيف نمىشود مگر آنكه او از آن قدر افزون است . « 2 »
و در الدر المنثور است كه : ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابو الشيخ و ابن مردويه از ابن عباس روايت كردهاند كه در ذيل آيه * ( « وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه » ) * گفته است : مخاطب سخن در اين آيه كفارى هستند كه به قدرت خدا ايمان نياوردهاند ، و اما مؤمنينى كه قبول كردهاند كه خدا بر هر چيزى قادر است آنان خداى را بطور صحيح و به نحوى كه مىبايست شناخته و تقدير كردهاند . و اما كفارى كه گفتند : * ( « ما أَنْزَلَ اللَّه عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ » ) * آنان خداى را نشناخته و به حق تقدير نكردند ، و آنان همان يهوديها هستند كه گفتند : اى محمد آيا خداوند به تو كتابى داده ؟ ! فرمود آرى ، گفتند : به خدا سوگند كه هرگز خداوند كتابى از آسمان
هامش
( 1 ) از اين قرآن آيه هايى نازل مىكنيم كه براى مؤمنان شفا و رحمت است و ستمگران را جز خسارت نمىافزايد . سوره اسراء آيه 82
( 2 ) كافى ج 1 ص 103 ح 11