تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بشر گوشزد نموده ، از آن جمله در آيه « نَسُوا اللَّه فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » « 1 » فرموده كه وقتى انسان از حالت بندگى بيرون رفت قهرا پروردگار خود را فراموش مىكند ، و همين فراموش كردن خدا باعث مىشود كه خودش را هم فراموش كند و از حقيقت خود و سعادت واقعيش غافل بماند . و ليكن همين انسان وقتى با فرا رسيدن مرگ جان از كالبدش جدا شود ارتباطش با تمامى علل و اسباب مادى قطع مىگردد ، چون همه ارتباط آنها با بدن انسان مىباشد و وقتى بدنى نماند قهرا آن ارتباطها نيز از بين خواهد رفت ، و آن وقت است كه به عيان مىبيند آن استقلالى كه در دنيا براى علل و اسباب مادى قائل بود خيالى باطل بوده ، و با بصيرت تمام مىفهمد كه تدبير امر او در آغاز و فرجام به دست پروردگارش بوده و جز او رب ديگرى نداشته ، و مؤثر ديگرى در امورش نبوده است . پس اينكه فرمود : * ( « وَلَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * اشاره است به حقيقت امر . و جمله * ( « وَتَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ . . . » ) * بيان بطلان سببيت اسباب و عللى است كه انسان را در طول زندگيش از ياد پروردگارش غافل مىسازد . و اينكه فرمود : * ( « لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ » ) * علت و جهت انقطاع انسان را از اسباب و سقوط آن اسباب را از استقلال در سببيت بيان مىكند ، و حاصل آن بيان اين است كه سبب آن انكشاف بطلان پندارهايى است كه آدمى را در دنيا به خود مشغول و سرگرم مىكرده . آرى ، حقيقت امر براى او روشن مىشود كه اين اسباب اوهامى بيش نيستند كه آدمى را به خود مشغول كرده و آدمى آنها را داراى سببيت و اثر مستقل پنداشته . * ( « إِنَّ اللَّه فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى . . . » ) * « فلق » به معناى شكافتن است . پس از آنكه در آيه قبلى استقلال اسباب را در تاثير نفى نمود و شفيع بودن اربابهايى كه به غير خدا اتخاذ كرده آنها را شركاى خدا دانستند ابطال نمود ، اينكه در اين آيه كلام را منصرف به بيان اين جهت كرد كه اين ارباب و هر چيز ديگرى كه انسان را از توجه به پروردگار خود بازمىدارد همه مخلوقات خدا و تحت تدبير اويند ، و از پيش خود و بدون تقدير الهى و تدبير او هيچ اثرى در اصلاح حيات انسان و سوق او به سوى غايات خلقت ندارند ، پس رب و پروردگار تنها همان خداى تعالى است و كسى جز او
هامش
( 1 ) خدا را فراموش كردند پس خداوند هم در عوض خود آنان را از ياد خودشان برد ، ايشان همانا فاسقانند . سوره حشر آيه 19
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 397 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى