غرض از ايراد آن به صورت سؤال اين است كه مطلب را به عقل خود مرتكبين آن واگذار نموده و از عقل سليم ، انصاف بخواهد . گويا خواسته است بفرمايد : اى رسول گرامى من ! تو به اين مردم بگو كه مساله خضوع در برابر حق اختصاص به كسى ندارد ، من و شما ناگزيريم از اينكه در برابر آن خاضع شده و از قبول آن استكبار نكنيم ، و با ارتكاب عملى كه شديدترين و زشتترين مراتب ظلم را دارا است نسبت به حق تعالى استكبار نورزيم ، و آن عمل همانا ظلم بر خود خداى تعالى است ، خود انصاف دهيد آيا جايز است كه شما به دروغ بر خداى تعالى افترا بسته براى او شركايى اتخاذ كنيد و همانها را شفيع قرار دهيد ؟ آيا اگر من از پيش پروردگار عالم رسالت نداشته باشم جايز است كه ادعاى نبوت كرده و بگويم « به من وحى مىرسد » ؟ آيا كسى مىتواند بگويد : « به زودى من نيز مانند آنچه خدا نازل كرده نازل مىكنم » و با گفتن چنين سخنى حكم خدا را به مسخره گرفته و آيات او را استهزا كند ؟
ناگزير هر شنونده اى كه داراى عقل سليم باشد در اين سه سؤال به حق اعتراف مىكند .
پس معلوم شد كه سؤالى كردن مطلب بهتر طرف را به انقياد درمىآورد ، و زودتر نبوت مورد ادعا را مىپذيرد ، چون وقتى بنا را بر اين گذاشتند كه ديگر بى جهت به خدا افترا نبندند و به وى شرك نورزند ، و ديگر آنهايى كه مىگفتند : * ( « سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّه » ) * از اين گونه سخنان مسخره آميز اجتناب ورزيد ، و پيغمبر اكرم هم سرگرم انجام وظيفه نبوت خود باشد قطعا نبوتش بدون معارض خواهد شد .
در اينجا افترا بر خدا كه يكى از ظلمهاى مذكور در آيه است اعم از ادعاى دروغى وحى و نبوت است كه دومى آن ظلمها مىباشد ، و لذا بعضى از مفسرين گفتهاند : ذكر دومى در اين آيه ، ذكر خاص است بعد از عام ، و با اينكه افتراء بر خدا ادعاى دروغى نبوت را هم شامل مىشود اگر آن را نيز ذكر كرده براى اين است كه عظمت آن و اعتناى به امر آن را برساند . و ليكن گر چه افتراء بر خداى تعالى ادعاى دروغى نبوت را هم در برمىگيرد ، اما در اينجا مقصود از آن همان شرك به خداى سبحان است ، و اگر تصريح به آن نكرد تا احتمال ذكر خاص بعد از عام پيش نيايد براى اين بود كه گفتيم مىخواست از خود مردم و مشركين انصاف بخواهد ، و عصبيت جاهليت آنان را تحريك نكرده و داعى نخوت و استكبارشان را بيدار نكرده باشد .
پس مقصود از اينكه فرمود : * ( « مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً » ) * غير آن چيزى است كه از جمله * ( « أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْه » ) * اراده شده ، هر چند به ظاهر يكى از آن دو عام و ديگرى خاص به نظر برسد ، به دليل اينكه در ذيل آيه تنها سؤال از مشركين و تهديد آنان را به
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 392
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٩٢