تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
عترت او و اهل بيت او مىخوانند » « 1 » . مؤلف : اين مساله دستخوش خلط و اشتباه شده و حقيقت امر بر عده اى از اعلام مشتبه گشته ، لا جرم آن را مساله اى لفظى و مربوط به لغت پنداشته‌اند . حتى بعضى از ايشان در مقام استدلال بر رأى خود به قول شاعر كه گفته است :
بنونا بنو ابنائنا و بناتنا * بنوهن ابناء الرجال الأباعد « 2 »
و يا به قول آن ديگرى كه گفته است :
و انما امهات الناس اوعية * مستودعات و للانساب آباء « 3 »
تمسك جسته‌اند . و اين خود اشتباهى است بزرگ ، براى اينكه اين مساله ، مساله اى است حقوقى و اجتماعى و مربوط است به مساله قرابت كه هر ملت و قومى در تحديد حدود آن و اينكه چه كسانى جزو اقرباى انسانند عقيده اى دارد . بعضى از اقوام و ملل زن را داخل در قرابت مىدانند و بعضى نمىدانند ، بعضى دخترزاده را اولاد مىدانند و بعضى نمىدانند ، بعضى قرابت را مختص به ولادت مىدانند و بعضى آن را منحصر به اين مسير ندانسته فرزند ادعايى را نيز از اقربا مىخوانند ، و اين ربطى به لغت ندارد . مثلا اگر اعراب دوران جاهليت بر خلاف ساير اقوام بطور كلى براى زنان قرابت قانونى ناشى از وراثت قائل نبودند و خويشاوندى زنان را طبيعى مىدانستند اثرش تنها در ازدواج و در مساله نفقه دادن است و همچنين براى دخترزادگان قائل به قرابت و خويشاوندى نبودند ، و همانطورى كه در شعر بالا منعكس شده آنان را اولاد بيگانگان مىپنداشتند و در مقابل پسر خوانده ها و برادر خوانده ها را پسر و برادر مىدانستند ، از اين جهت نبود كه لغت ، دخترزاده را اولاد نمىداند و برادر خوانده را برادر مىداند ، بلكه همانطورى كه گفته شد رسومى اجتماعى بوده كه از ملل و اقوام ديگر از قبيل ايران و روم كه مهد تمدن آن روز بودند اقتباس كرده‌اند .
و اما اسلام پاره اى از اين حقوق و رسوم اجتماعى را لغو نمود ، مثلا در باره قرابت ادعايى فرمود : « وَما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ » « 4 » و به زنان قرابت قانونى داده و آثار قرابت
هامش
( 1 ) تفسير المنار ج 7 ص 589 ( 2 ) فرزندان ما پسر زاده هاى مايند نه دختر زاده ها چه دختر زاده هاى ما فرزندان مردمى بيگانه هستند . ( 3 ) مادران مردم ظرفهايى هستند عاريتى ، پدرانند كه نسبت خويشاوندى به وسيله آنان محفوظ مىماند . ( 4 ) پسر خوانده هاى شما در شريعت الهى پسران شما نيستند . سوره احزاب آيه 4