تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
بحث روايتى
در كتاب قصص الانبياء ثعلبى دارد كه الياس پيغمبر وقتى به زنى از زنان بنى اسرائيل كه فرزندى به نام يسع بن خطوب داشت وارد شد ، زن وى را منزل داده و ورودش را از دشمنانش مخفى داشت . الياس به پاس اين خدمت در حق فرزندش يسع كه به مرضى دچار بود دعا كرد و او عافيت يافت . يسع چون اين معجزه را بديد به الياس ايمان آورد و او را در ادعاى نبوتش تصديق نمود و ملازمتش را اختيار كرد . از آن ببعد هر جا كه الياس مىرفت يسع نيز همراهش مىرفت . ثعلبى سپس داستان به آسمان رفتن الياس را ذكر كرده اضافه مىكند كه : در اين هنگام يسع او را بانگ زد كه اى الياس حالا كه مىروى تكليف مرا معلوم كن ، و مرا براى روزگار تنهاييم دستورى ده . الياس از آسمان كساى خود را انداخت ، و همين كسا علامت جانشينى يسع براى الياس در ميان بنى اسرائيل بود . آن گاه مىگويد : خداوند به فضل خود يسع ( ع ) را به نبوت و رسالت به سوى بنى اسرائيل مبعوث نمود . و به وى وحى فرستاد ، و او را به همان نحوى كه بنده خود الياس را تاييد مىكرد تاييد فرمود ، و در نتيجه بنى اسرائيل به وى ايمان آورده و او را تعظيم نموده در هر پيشامدى رأى و امر او را متابعت مىكردند ، و بدين منوال تا يسع در ميان بنى اسرائيل زنده بود حكم خداى تعالى در بين آنان نافذ و مجرى بود . « 1 » در كتاب بحار از كتاب احتجاج و كتاب توحيد و كتاب عيون روايتى طولانى از حسن بن محمد نوفلى از حضرت رضا ( ع ) نقل شده كه در آن حضرت رضا ( ع ) در خلال احتجاجاتى كه عليه جاثليق مسيحى كرده ، فرموده است : يسع نيز مانند عيسى بر روى آب راه مىرفت ، و مرده زنده مىكرد و كور مادرزاد و مبتلاى به جذام را شفا مىداد ، و با اين حال امتش او را رب و پروردگار خود اتخاذ نكردند . . . « 2 » و در تفسير عياشى از محمد بن فضيل از ثمالى از حضرت ابى جعفر ( ع ) روايت شده كه در تفسير آيه * ( « وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنا » ) * فرمود : معنايش اين است كه ما اسحاق و يعقوب را به ابراهيم داديم تا هدايت را در خاندان وى قرار داده
هامش
( 1 ) قصص الانبياء ط بيروت ص 229 ( 2 ) بحار الأنوار طبع بيروت ج 10 ص 299 ح 1