تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
و نيز در تورات است كه : وقتى أبرام به سن نود و نه سالگى رسيد ، پروردگار براى او ظاهر شد و به وى گفت : من اللَّه قدير هستم ، پيش روى من سير كن و مردى كامل باش تا عهدى بين خود و بين تو قرار دهم ، و تو را بسيار زياد گردانم . أبرام در مقابل اين جلوه و ظهور به خاك افتاد . پروردگار بار ديگر به وى گفت : عهدى كه من در باره تو به عهده مىگيرم اين است كه تو را پدر تمامى امتها قرار داده ، ثمره وجودى تو را بسيار زياد گردانم و به همين جهت از اين به بعد اسمت « ابراهيم » خواهد بود كه به معناى « پدر امتها » است . آرى ، از ذريه تو امتهاى مختلفى و پادشاهانى منشعب خواهم كرد ، و اين عهد بين من و تو و نسل آينده تو عهدى ابدى است تا براى تو و نسلت معبودى باشم ، و نيز عهد من اين باشد كه بعد از سرزمين غربت تو ، همه ارض كنعان را به تو و به نسل تو واگذار نموده و آن را ملك ابدى شما قرار دهم ، تا براى آنان معبود باشم . آن گاه گفته است : رب در اين باره عهدى بين خود و ابراهيم و نسل او بست ، و آن اين بود كه ابراهيم و نسلش ، خود و اولاد خود را در روز هشتم ولادتشان ختنه كنند ، لذا ابراهيم خود را در سن نود و نه سالگى و همچنين فرزند خود اسماعيل را در سن سيزده سالگى و ساير فرزندان ذكور و غلامان را ختنه نمود . تورات مىگويد : خداوند به ابراهيم فرمود : از اين به بعد همسر خود ساراى را ، بدين نام مخوان ، بلكه اسم او را « ساره » بگذار ، من او را مبارك زنى قرار داده و به تو نيز از او فرزند ذكورى مىدهم و مباركش مىكنم تا از نسل او نيز امتها و سلاطين به جاى مانده و شاخه ها منشعب شود ، ابراهيم از شنيدن اين بشارت خنديد و به سجده افتاد ، و در دل با خود گفت : مگر ممكن است از مرد صد ساله اى چون من و زن نودساله اى چون ساره فرزندى متولد شود ؟ ابراهيم به خداى تعالى عرض كرد : دلم مىخواهد اسماعيل پيش روى تو زندگى كند . « 1 » خداى تعالى فرمود : نه ، همسرت ساره فرزندى برايت مىزايد به نام « اسحاق » من عهد خود را با او و تا ابد با نسل او مىبندم . و اما درخواست تو را در باره اسماعيل نيز عملى مىكنم ، و او را مبارك مىگردانم ، و نسل او را بسيار زياد مىكنم ، تا دوازده فرزند از او به وجود آمده و هر يك رئيس و ريشه دودمان و امتى شوند . و ليكن عهدم را در اسحاق و دودمان او قرار مىدهم ، و او از ساره در سال آينده به دنيا خواهد آمد . هنگامى كه كلام خدا با ابراهيم بدينجا رسيد خداوند از نظر ابراهيم غايب شد و به آسمان صعود كرد .
هامش
( 1 ) گويا غرض از اين درخواست اين است كه انبيا از نسل اسماعيل به وجود آيند - مترجم .