تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
منصبان دربار فرعون ، ساراى را ديده و زيبايى او را نزد فرعون تعريف كردند و او را به دربار فرعون بردند و فرعون بخاطر ساراى ، أبرام را صاحب گوسفند ، گاو ، الاغ ، غلامان ، كنيزان ، خران ماده و شتران بسيار كرد . پروردگار به سبب طمعى كه او به همسر أبرام كرده بود لطمه هاى زيادى به خودش و خانه و زندگيش وارد كرد . فرعون أبرام را خواسته و به او گفت : چرا به من نگفتى كه ساراى همسرت بوده و چرا گفتى او خواهر من است تا اينكه من او را براى همسرى خود اتخاذ كردم و به اين همه بلا و مصيبت دچارم كردى ؟ الآن همسرت را بگير و برو . آن گاه به رجال دربارش گفت تا او و همسرش و آنچه همراهش هست را مشايعت كنند . تورات اضافه كرده است كه : أبرام با اين كيفيت از مصر بيرون آمد و به همراهى ساراى و لوط و با اغنام و احشام و خدمه و اموال فراوان وارد « بيت ايل » و آن خيمه اى كه بين « بيت ايل » و « عاى » زده بود گرديد ، و پس از چندى در اثر كمى مرتع از لوط جدا شده و خود در كنعان و در ميان كنعانىها و فرزىها ماند ، و لوط با مقدارى از رمه خود در سرزمين سدوم فرود آمد . تورات سپس اضافه مىكند كه : در همان ايام در سدوم جنگى بين « امرافل » پادشاه شنعار كه سه پادشاه ديگر نيز با وى متفق بودند ، و بين « بارع » پادشاه « سدوم » كه چهار پادشاه نيز با او معاهده داشتند ، درگرفت ، در اين جنگ پادشاه سدوم و متفقينش شكست سختى خوردند و بارع و همراهانش از سدوم فرارى شدند و عده زيادى از لشكريانش كشته شدند ، و اموالشان به غارت و كودكان و زنانشان به اسيرى رفتند . از جمله كسانى كه در اين جنگ اسير شدند لوط و اهل بيت او بودند و اموالشان هم به تاراج رفت . تورات مىگويد : يكى از افرادى كه از اين جنگ جانش را نجات داده بود ، نزد أبرام عبرانى رفت و او را كه ساكن « بلوطستان ممرى » بود از سرگذشت سدوم و اسيرى لوط و اهل بيتش خبردار نمود . أبرام در كنعان با رؤساى قبايل آن روز از قبيل : « آمورى » ، « اشكول » و « عانر » كه هر سه برادر بودند معاهده داشت وقتى از اين داستان خبردار شد غلامانى كارآزموده را كه خانه زاد وى بودند ، و عده آنان به سيصد و هيجده نفر مىرسيد جمع نموده و به همراهى آنان دشمن را تا « دان » دنبال كرد و در آنجا خود و بردگانش دسته دسته شده ، از همه طرف بر دشمن تاختند و آنان را شكست داده و تا قريه « حوبه » كه از قراى شمال دمشق است فراريان را دنبال كردند ، و برادرش لوط را با غلامان و زنان و ملازمين و كليه اموالى كه به غارت رفته بود برگردانيد . پادشاه سدوم كه از اين فتح ( شكست كدر لعومر ) خبردار شده بود به اتفاق ملوك
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 308 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى