سپس گفته است : ظاهر آيه عموم و اطلاق است ، به دليل اينكه صحابه رسول خدا ( ص ) از آن عموم را فهميدهاند ، زيرا روايت شده كه وقتى اين آيه نازل شد مردم نگران شده عرض كردند : يا رسول اللَّه ! آن كيست كه ظلم به نفس نداشته باشد ؟ همه ما ظلم به نفس داريم پس همه مشمول اين آيهايم ؟ حضرت فرمود : مراد از ظلم شرك به خدا است . شاهد ديگر آن سياق خود آيه است ، زيرا روى سخن در آيه با مؤمنين است نه مشركين .
اين بود خلاصه كلام مفسر مذكور ، و در آن چند اشكال است :
اول اينكه : فهم صحابه هيچ دلالتى بر عموم معناى ظلم به آن وسعتى كه وى گفته است ندارد ، زيرا بيش از اين نبوده كه صحابه از كلمه ظلم ، معناى معصيت را فهميدهاند و اين اخص از مدعاى او است . مدعاى او اين بود كه آيه شريفه ظلمهايى را هم كه معصيت نيست از قبيل كارهايى كه باعث فقر و مرض است شامل مىشود ، و حال آنكه صحابه از ظلم ، خصوص گناهان را فهميدهاند ، پس مدعا اعم از دليل است .
دوم اينكه : عموم ظلمهايى كه عقابآور نيست ، نسبت به مدلول آيه اجنبى است ، زيرا آيه شريفه تنها در مقام بيان اين است كه يكى از آثار ايمان را كه همان اهتداء و ايمنى از عقاب است و همچنين شرط آن را كه همان دورى از ظلمى است - كه ايمان را از اثر مىاندازد - بيان فرمايد ، و اين از جهتى همان معصيت است ، ولى معصيت شمرده نمىشود مثل غذا خوردنى كه از روى اشتباه به تندرستى صدمه زند . روشن است كه اثر ايمان را كه همان امن و اهتداء است تباه نمىسازد . آيه شريفه همانطورى كه قبلا هم خاطر نشان ساختيم در مقام بيان جميع آثارى كه با قطع نظر از ايمان مترتب بر ظلم مىشود ، نمىباشد . و به عبارت ديگر :
برداشت سخن براى بيان ظلم و آثار آن نيست ، بلكه موضوع سخن بيان آثار ايمان به خدا است .
سوم اينكه : خود اين مفسر در ضمن بياناتش فرمود : « از اين بيان اين نتيجه به دست مىآيد كه ايمنى مطلق از عقاب اخروى و عذابهاى دنيوى و مجازات قانونى شرعى براى هيچ مكلفى صحيح نيست » از وى مىپرسيم با چنين اعتراف صريحى ، ديگر گفتن اينكه آيه شريفه مطلق است ، چه معنا دارد ؟ و اين چه مطلقى است كه حتى يك مصداق هم ندارد ؟ و آيا چنين مطلقى را در ضمن حجت ذكر نمودن لغو نيست ؟
چهارم اينكه : معنايى كه اين مفسر در آخر كلام خود براى آيه اختيار كرده كه « مراد از ظلم خصوص شرك است » صحيح نيست ، زيرا لفظ آيه عام است و شامل همه اقسام ظلم و همه گناهان مىشود ، و اگر ما مىگوييم كه آيه دلالت دارد بر اينكه ايمان در تاثير خود مشروط است به نبودن خصوص شرك ، از اين باب نيست كه مراد از لفظ عام خصوص اين معنا است ،
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨٤