شبها طولانىتر است . مخصوصا اگر ماه در يكى از برجهاى جنوبى مانند برج قوس و جدى بوده باشد ، در چنين شرايطى است كه ماه در نيمه دوم ماه هاى قمرى قبل از طلوع آفتاب ، غروب مىكند . در ذيل آيه * ( « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ، فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي » ) * نيز قبلا گفتيم كه ظاهر كلام و مؤيدات ديگر كه همراه آن است ، دلالت دارد بر اينكه ابراهيم ( ع ) در شبى از شبهاى نيمه دوم ماه اين گفتگو را داشته و كوكب هم همان ستاره زهره بوده است .
و آن جناب ، اول آن را در جهت مغرب و در حال سرازيرى به طرف انتهاى افق مشاهده كرده و پس از لحظه اى كه از نظرش ناپديد شده ، ماه را ديده است كه از طرف مشرق طلوع مىكند . بنا بر اين ، از اين آيات به دست مىآيد : كه ابراهيم ( ع ) قبل از فرا رسيدن شب و روز ، مشغول احتجاج با قوم خود در باره بتها بوده ، و اين احتجاج هم چنان ادامه داشته ، تا شب فرا رسيده و چشمش به ستاره زهره كه معبود طائفه اى از آن قوم بوده ، افتاده است ، و ناچار سرگرم به احتجاج و استدلال عليه آنان شده است ، و در عين سرگرميش منتظر بوده ببيند كار اين ستاره به كجا مىكشد ، تا آنكه مىبيند پس از ساعات كوتاهى ، غروب كرد . لذا همين معنا را حجت خود قرار داده و از ربوبيت آن بيزارى جسته است ، در همين حال بوده كه مىبيند ماه از طرف مشرق سرزد ، باز به احتجاج خود ادامه داده و روى سخن را متوجه مردمى مىكند كه قائل به ربوبيت ماه بوده و در همانجا حضور داشتهاند ، نخست از باب مماشات مىگويد :
« اين است پروردگار من » آن گاه حركت ماه را تحت مراقبت قرار داده سپس مىبيند كه آن نيز غروب كرد .
البته همانطورى كه گفته شد ، آن شب از شبهاى طولانى نيمه دوم ماه بوده كه قرص قمر در نيم دايره كوتاهترى از مدارات جنوبى سير مىكند ، و در نتيجه زودتر هم غروب مىنمايد . خلاصه هم چنان سرگرم در احتجاج بوده تا ماه نيز فرو نشسته است ، لا جرم از ربوبيت آن هم بيزارى جسته و از خداى خود درخواست راهنمايى كرده و از خطر گمراهى به او پناه برده است . در همين حال بوده است كه جرم آفتاب از افق سر زده است ، وقتى ديد كه اين از آن دو تا بزرگتر است ، باز با اينكه به بطلان ربوبيت ستاره و ماه پى برده بود ، به عذر اينكه اين بزرگتر است از راه افتراض يا مماشات گفت : « اين است پروردگار من » آن گاه حركت آفتاب را زير نظر قرار داد تا آنكه آن هم به پشت افق فرو نشست ، لذا از ربوبيت آن هم بيزارى جسته يكباره حساب خود را با قوم خويش كه مركب از اين طوايف بودند ، تصفيه كرده و گفت : « اى قوم من
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٨