تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
و قابل اعتماد نيست ، براى اينكه تسلط عرب جزيره بر مصر و كلدان و اختلاطشان با مردم اين دو كشور باعث نمىشود كه به كلى زبان بومى آنان كه يكى قبطى و ديگرى سريانى بوده از بين رفته و به زبان عربى مبدل شود و هر چه هم مؤثر باشد بيش از اين نيست كه مقدارى از واژه هاى آن زبان در اين زبان و مقدارى از اسماء و لغات اين زبان در آن زبان وارد شود ، هم چنان كه در قرآن كريم هم از اين گونه لغات مانند « قسطاس » و « استبرق » و امثال آنها كه در اصل عربى نيستند ديده مىشود . و اما اينكه گفته است : حمورابى پادشاه معاصر ابراهيم ( ع ) بوده است ، با تاريخ صحيح زندگى او و آثارى كه از خرابه هاى بابل كشف شده و سنگ نبشته هايى كه از آنجا به دست آمده است و قوانين و سيره اى را كه وى در كشورش اجرا مىكرده - و آن قوانين بر اساس آنچه كه امروزه به دست ما رسيده ، قديمىترين قانون تدوين شده در عالم است - مطابقت ندارد . بعضى از باستانشناسان چنين مىگويند : حمورابى بين سالهاى ( 1728 ) و ( 1686 ) قبل از ميلاد سلطنت مىكرده ، و بعضى ديگر گفته‌اند كه : وى در ميان سالهاى ( 2287 - 2232 ) قبل از ميلاد بر بابل دست يافته است ، و حال آنكه ابراهيم ( ع ) در حدود سنه ( 2000 ) قبل از ميلاد مىزيسته . علاوه بر اين ، حمورابى مردى بتپرست بوده ، و از كلماتش كه در آثار مستخرجه به دست آمده ، پس از بيان شريعت و قوانين خود از بتها استمداد كرده ، و براى بناى شريعتش و اينكه مردم به شريعت او عمل كنند ، و دشمنان و مخالفين آن نابود شوند دست به دامان بتها شده است . و اما داستان آوردن اسماعيل و مادرش را به تهامه ، و بنا نهادن خانه كعبه و اشاعه دين خدا و تفاهمش با اعراب ، هيچ دلالتى بر اينكه آن جناب به لغت عرب سخن مىگفته است ، ندارد . « 1 » اينك به اصل بحث برمىگرديم و مىگوييم : همانطورى كه گفته شد كلمه « فلما » ما بعد خود را به ما قبل مرتبط ساخته و دلالت مىكند بر اينكه در آن لحظه اى كه ماه غروب كرد ، ابراهيم ( ع ) آفتاب را ديد كه طلوع مىكند ، و اين معنا تنها در بلادى اتفاق مىافتد كه در عرض شمالى ( همانند بلاد كلدان ) باشد . و نيز بايد فصل هم فصل پاييز و يا زمستان باشد كه
هامش
( 1 ) در اين مورد رجوع كنيد به كتاب « شريعة حمورابى » تاليف دكتر عبد الرحمن كيالى و ساير تاليفات ديگر كه در اين باره نگاشته شده .