تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
جواب اين سخن اين است كه قواعد لفظ عرب اجازه چنين مراعاتى را نمىدهد ، علاوه بر اينكه خداى تعالى در قرآن مجيد از ابراهيم احتجاجات و ادعيه زيادى حكايت كرده كه در موارد بسيارى از آن رعايت تذكير و تانيث شده است ، با اين حال چه شده است كه تنها در آيه مورد بحث ما ، اين معنا را رعايت نكرده ؟
در اينجا بد نيست خاطر نشان سازيم كه يكى از مفسرين ، بعد از آنكه وجه مزبور را نقل كرده اشكال غريبى به آن كرده است ، و آن اين است كه گفته : زبان ابراهيم ( ع ) و همچنين اسماعيل و هاجر سريانى نبوده ، بلكه او و قومش به زبان عربى قديم حرف مىزده‌اند . آن گاه در تقريب ادعاى خود گفته است : دانشمندان باستانشناس اين معنا را به ثبوت رسانيده‌اند كه عرب جزيره در زمانهاى قديم سرزمينهاى كلدان و مصر را استعمار كرده و لغت عرب از همان ابتداى تاريخ در اين سرزمينها رخنه كرده و بر زبانهاى خود آنان برترى و غلبه يافته است ، و پاره اى از همين دانشمندان صريحا گفته‌اند كه پادشاه معاصر ابراهيم ( ع ) همان « حمورابى » بوده كه خود مردى از نژاد عرب است ، و در عهد عتيق به « كاهن اللَّه العلى » وصف شده ، و نيز در آن كتاب ذكر نموده كه : همين پادشاه بود كه از خدا بركت را براى ابراهيم مسألت نمود ، و ابراهيم هم از هر چيزى يك دهم را به او داد . سپس مفسر مذكور اضافه كرده است كه معروف و مشهور در كتب حديث و تاريخ عرب نيز اين است كه ابراهيم ( ع ) فرزندش اسماعيل را با مادرش هاجر مصرى به وادى حجاز - همانجايى كه پس از چندى شهر مكه ساخته شد - انتقال داد و خداوند جماعتى از قوم « جرهم » را مسخرشان نمود تا با اين مادر و فرزند در آن سرزمين مسكن گزيدند ، و ابراهيم ( ع ) گاهى به زيارتشان مىآمد و در سفرى به اتفاق فرزندش اسماعيل بيت اللَّه الحرام را بنا نهادند ، و دين اسلام را در بلاد عربى انتشار دادند . و نيز در حديث است كه : وقتى ابراهيم به ديدن فرزندش آمده بود هنگامى رسيد كه اسماعيل به شكار رفته بود پس چند جمله اى با همسر او كه از قوم جرهم بود حرف زد و او را شايسته همسرى فرزندش ندانست . بعد از مدتى بار ديگر به زيارت فرزند آمد باز هم او را نيافت ، با همسر ديگر او به گفتگو پرداخت ، همسر اسماعيل به او تعارف كرد كه فرود آيد پس از اينكه ابراهيم پياده شد عروسش آب حاضر كرد و سرش را شستشو داد . ابراهيم از حركات عروس خوشحال گرديد ، و او را براى همسرى فرزندش پسنديد و براى او دعاى خير نمود . اينها همه شواهدى است كه دلالت مىكند بر اينكه زبان ابراهيم ( ع ) عربى بوده است . اين بود ادعا و دليل مفسر مزبور ، و ناگفته پيداست كه هيچ يك از دليلهاى وى معتبر