انجام دهد . « 1 »
به گفته صاحب مجمع البيان « لامى » كه بر سر « لتفعل » درمىآيد اين معنا را مىرساند ، و ليكن از كلام زجاج برمىآيد كه افاده اين معنا از « ل » به تنهايى ساخته نيست ، زيرا وى گفته است كه در آيه مورد بحث لفظ « كى - براى اينكه » حذف شده و تقدير آيه « و امرنا لكى نسلم » بوده است .
اين جمله يعنى جمله « و أمرنا . . . » عطف تفسيرى است براى جمله * ( « إِنَّ هُدَى اللَّه هُوَ الْهُدى » ) * و مىفهماند كه امر پروردگار به اينكه مردم مسلمان شوند ، خود مصداقى است براى هدايت الهى ، و معنايش اين است كه خداوند ما را امر كرده كه تسليمش شويم ، و به خاطر اينكه زمينه براى وضع جمله * ( « لِرَبِّ الْعالَمِينَ » ) * در موضع ضمير فراهم گردد فاعل فعل ( امر ) را ذكر نكرده و فعل را به صيغه مجهول « امرنا - مامور شدهايم » آورد ، تا بدين وسيله دلالت كند بر علت امر ، پس معناى آيه اين است كه : ما از ناحيه غيب مامور شدهايم كه در برابر خداوند تسليم شويم ، به علت اينكه او پروردگار همه عالميان است ، نه براى همه آنها ، پروردگار ديگرى است ، و نه آن طور كه بتپرستان پنداشتهاند ، براى بعضى از آنها رب ديگرى است .
از ظاهر اين آيه مانند ظاهر آيه « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ » « 2 » - چنان كه در تفسير آن گذشت - چنين برمىآيد كه مراد از اسلام تنها اقرار به توحيد و نبوت نيست ، بلكه مراد از آن اين است كه انسان در همه امور تسليم خداى متعال شود .
* ( « وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَاتَّقُوه » ) * در اينجا ، در نظم كلام تفننى به كار رفته است ، به اين معنا كه امرى كه در جمله قبل بود ، در اين جمله معناى قول را به خود گرفته گويا گفته شده باشد : « به ما گفتهاند در برابر پروردگار عالميان تسليم شده ، و نماز به پاى داشته و از او بپرهيزيد » با ذكر كلمه « و اتقوه » تمامى عبادات و اعمال دين را خلاصه كرد و تنها از ميان آنها نماز را اسم برد براى آن اهميتى كه داشته ، و عنايتى كه خداوند در امر آن دارد ، زيرا اهتمام قرآن شريف نسبت به نماز جاى هيچ ترديد نيست .
* ( « وَهُوَ الَّذِي إِلَيْه تُحْشَرُونَ » ) * وقتى بازگشت و حشر همه شما به سوى خدا باشد و حساب و جزاى شما به دست او
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 3 ص 100 ط بيروت .
( 2 ) سوره آل عمران آيه 19