تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اينكه فرمود : * ( « كَالَّذِي اسْتَهْوَتْه الشَّياطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرانَ . . . » ) * مثال زده است به انسان متحيرى كه در كار خود سرگردان است ، و در باره سعادت خود عزم راسخى ندارد ، و لذا بهترين راه سعادت و مستقيمترين راه رسيدن به هدف را كه قبل از او هم كسانى آن راه را پيموده و به هدف رسيده‌اند ترك مىگويد ، آن گاه سرگشته و حيران مانده شيطانها محاصره اش نموده و به سوى هلاكش مىخوانند ، هر چه هم كه ياران هدايت يافته اش بر او بانگ مىزنند و به سوى هدايتش دعوت مىكنند قبول نمىكند و در عين اينكه بر سر دو راهى سقوط و نجات قرار گرفته ، نمىفهمند تكليفش چيست .
* ( « قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّه هُوَ الْهُدى . . . » ) * يعنى اگر امر دائر شود بين دعوت خداى سبحان كه موافق فطرت است - و همين فطرت آن را هدايت حقه الهيه مىداند - و بين دعوت شياطين كه همان پيروى هواى نفس و بازيچه گرفتن دين است ، البته هدايت حقيقى همان هدايت خداوندى است نه آن ديگرى . اما اينكه گفتيم : آنچه موافق دعوت فطرت است ، همان هدايت الهى است ؟ وجهش اين است كه هدايت صحيح ، آن هدايتى است كه با نواميس خلقت و واقع سازگار باشد ، و معلوم است كه زمام خلقت و نواميس آن ، تنها به دست خداى تعالى است . بنا بر اين ، انسان كه از اديان و معتقدات جز مطابقت با واقع و پيروى آن ، منظورى ندارد نبايد جز به هدايت پروردگار سر بسپارد . و اما اينكه گفتيم فقط « هدايت الهى » هدايت حقيقى است ، و تنها بايد در برابر آن سر تسليم فرود آورد ، نه در برابر دعوت شيطان ، اين نيز دليلش روشن است ، براى اينكه يگانه مرجعى كه جميع امور دنيا و آخرت ما به دست او است و مبدأ ما از او و منتهى و بازگشتمان به سوى او است ، همانا خداى متعال است . * ( « وَأُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » ) * - در مجمع البيان است كه عرب در بعضى از موارد مىگويد : « امرتك لتفعل - تو را امر كردم براى اينكه انجام دهى » و در پاره اى از موارد مىگويد : « امرتك ان تفعل - تو را امر كردم كه انجام دهى » و در مواردى هم مىگويد : « امرتك بان تفعل - تو را امر كردم به اينكه انجام دهى » آن كسى كه مىگويد « امرتك بان تفعل » با آوردن حرف « ب » اين معنا را مىرساند كه امر من به فلان عمل بود ، آن كسى هم كه حرف « ب » را به كار نمىبرد همين منظور را دارد چيزى كه هست حرف « ب » را براى اختصار حذف كرده ، و اما كسى كه مىگويد : « امرتك لتفعل » مىخواهد بفهماند ، امرى كه كرده بيهوده و شوخى نبوده ، بلكه به منظور اين بوده است كه مامور آن را امتثال نموده و آن عمل را