تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
( ع ) قبل از آنكه مبعوث به نبوت شوند كافر بودند ، به شهادت اينكه در آيه مورد بحث به پيغمبر اكرم ( ص ) چنين تلقين مىكند كه از زبان خود و همه مسلمين به كفار بگويد : آيا بعد از اينكه خداوند هدايتمان كرد دست از دين خدا كشيده به كفر سابقمان برگرديم ؟ . و همچنين از قول شعيب نقل كرده كه به كفار معاصر خود گفت : آيا اگر بعد از آنكه خداوند از ملت و كيش باطل شما نجاتمان داد باز هم به آن كيش برگرديم به خداوند دروغ نبسته‌ايم ؟ . از اين دو آيه برمىآيد كه انبيا ، قبل از بعثتشان كافر بوده‌اند و خداوند آنان را به دين خود هدايت نموده و از كيش و ملت باطل ، نجاتشان داده است . و ليكن اين استدلال بسيار پوچ و فاسد است ، براى اينكه وقتى پيغمبرى بخواهد با كفار معاصرش احتجاج كند البته به زبان جامعه دينى خود حرف مىزند ( همان جامعه كه افرادش قبلا مشرك بودند ، و خداوند به وسيله همين پيغمبر آنان را به دين حق هدايت نمود ) البته نمىخواهيم بگوييم صرف اينكه سابقا افراد جامعه كافر بوده‌اند ، مصحح اين است كه كفر را از باب غلبه به همگى امت و پيغمبرش نسبت داده باشد ، زيرا كه چنين چيزى لايق كلام خداوند نيست ، بلكه مقصود ما اين است كه بر يك جامعه دينى مركب از امت و پيغمبر صادق است گفته شود اين جامعه از شرك نجات يافته و مشمول هدايت پروردگار سبحان شده است ، زيرا اين خداى سبحان است كه امت را به وسيله پيغمبرش و آن پيغمبر را بدون وسيله بلكه به هدايت خود ، راهنمايى نموده ، و اگر عنايت و دستگيرى او نبود ، جز به گمراهى راه نمىبردند . آرى ، به غير از خداى تعالى هيچ موجودى مالك نفع و ضرر خود نيست ، حتى انبيا ( ع ) . بنا بر اين ، اگر پيغمبرى از زبان خود و جامعه اش بگويد : « سزاوار نيست بعد از اينكه خداوند هدايتمان نمود ، باز به عقب برگشته و بعد از دستگيرى او ، شرك سابق را از سر گيريم » چه دلالتى دارد بر اينكه پيغمبر نامبرده هم قبلا كافر بوده ؟ علاوه بر اين ، اگر خواننده محترم به خاطر داشته باشد ، ما در بحثهاى متنوعى كه سابقا در باره عصمت انبيا ( ع ) كرديم گفتيم كه آيات قرآن شريف صريح در عصمت انبيا است ، و اينكه ساحت آنان حتى از كوچكترين معاصى صغيره ( تا چه رسد به گناه كبيره ) پاك است ، چه رسد به اينكه به خداى تعالى شرك ورزيده باشند .