اينجا پيدا شده كه به طور كلى اعمال اجتماعى كه در بين افراد جامعه دائر است همه و همه معاملاتى است كه قائم به دو طرف است ، آدمى در اين معاملات چيزى مىدهد و چيزى مىستاند ، و اين انحصار و اختصاص به آدميان ندارد ، بلكه هر موجودى از موجودات از كثرت حوائج مجبور است چنين باشد ، نيازمندىها آن قدر زياد است كه اجازه نمىدهد يك موجود كارى بكند كه هيچ نفعى از آن عايد ديگران نشود و تنها نيازمندىهاى خودش بر طرف گردد .
انسان اين عادت را در مورد توسل به خداى تعالى هم به كار مىبندد ، با اينكه ساحت خداى سبحان ، منزه از احتياج است ، و همه كارهايش به منظور نفع رساندن به غير است و اينكه فطرت انسانيت آدمى را واميدارد كه در مواقع درماندگى و بيچارگى و نداشتن راه خلاص ، متوسل به خداى تعالى شود و به او وعده شكر و اطاعت دهد ، خود يكى از دليلهاى توحيد است ، زيرا به فطرت خود احساس مىكند كه تنها وسيله اى كه قادر بر رفع و از ميان برداشتن گرفتارى و اندوه انسان است ، همانا خداى سبحان مىباشد ، او است كه تمامى امور وى را از همان روزى كه به وجود آمده تدبير و اداره كرده ، و تدبير هر سبب و وسيله ديگرى هم به دست او است ناچار احساس مىكند كه تا كنون در مقابل چنين پروردگارى كوتاهى نموده ، و با آن همه نافرمانى كه كرده و آن گناهانى كه تا كنون مرتكب شده ، ديگر استحقاق آن را ندارد كه خداوند نجاتش دهد ، لذا براى اينكه استحقاقى به دست آورد و در نتيجه دعايش مستجاب شود ، با خداى خود عهد مىبندد كه از اين به بعد شكرش را بجا آورده و در اطاعتش سر فرود آورد ، گو اينكه بعد از آنكه نجات يافت ، باز هم فطرت خود را فراموش كرده و عهد خود را مىشكند : * ( « ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ » ) * .
* ( « قُلِ اللَّه يُنَجِّيكُمْ مِنْها وَمِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ » ) * راغب در مفردات خود مىگويد : « كرب » به معناى اندوه فراوان و شديد است ، « وَنَجَّيْناه وَأَهْلَه مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ - و ما او و اهل او را از آن اندوه بزرگ نجات داديم » و « كربة » و « غمة » به يك معنا است ، ريشه اين لغت از « كرب الأرض » - به سكون راء - گرفته شده كه به معناى زير و رو كردن زمين است ، و چون اندوه نيز دل انسان را زير و رو و مشوش مىكند از اين جهت اندوه را نيز كرب گفتهاند ، و در مثل مىگويند : « الكراب على البقر - شخم به عهده گاو است » ، البته اين مثل غير از آن مثلى است كه مىگويند : « الكلاب على البقر » بعيد هم نيست كه ريشه اين لغت « كربت الشمس - آفتاب نزديك غروب شد » بوده باشد و اينكه مىگويند : « اناء كربان » به معناى ظرفى است كه نزديك پر شدن باشد و « كربان » مانند « قربان » به معناى نزديكى است و يا اينكه از « كرب » - به فتحه كاف و راء -
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩١