منظورش اين بوده است كه سختترين گرفتارىها را يادآور شود ، و گرفتارى در مسافرت زمينى و دريايى در نظر مردم سختترين و معروفترين گرفتارىها است .
* ( « تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً » ) * - بطورى كه راغب در مفردات گفته « تضرع » به معناى اظهار ضراعت و درماندگى است « 1 » به همين جهت در مقابل آن ، « خفية » را به كار برده كه معناى پوشيدگى است . بنا بر اين ، تضرع در دعا عبارت است از اظهار و علنى ساختن آن ، و خفيه در آن عبارت است از اخفا و نهان داشتن آن .
آرى وقتى مصيبتى به انسان مىرسد ، نخست در خفا و به طور مناجات ، نجات خود را از خداوند مىطلبد ، و آن گاه كه دعاى نهانى اثر نكرد و مصيبت رو به شدت گذاشت و آثار نوميدى و انقطاع از اسباب هم كم كم نمايان شد ، آن وقت است كه ديگر ملاحظه اطرافيان خود را نكرده و از اينكه مردم به ذلت و درماندگيش پى مىبرند ، پروا ننموده و علنا گريه و زارى را سر مىدهد .
پس كلمه « تضرع » و « خفيه » مطلب را از جهتى ديگر نيز تعميم مىدهد و آن همان كوچكى و بزرگى مصيبت است . روى اين حساب معناى آيه اين است كه : خداى تعالى نجات دهنده از هر مصيبت و گرفتارى است ، چه زمينى و چه دريايى ، چه كوچك و چه بزرگ .
* ( « لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِه لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ » ) * - اين جمله اشاره است به اينكه انسان در چنين حالتى كه خداى را براى رفع گرفتارىهاى خود ، مىخواند ، اين وعده را هم مىدهد كه اگر نجاتش داد او را شكرگزارى نموده ، و ديگر پيرامون كفران نعمتش نگردد .
و اين وعده يك ريشه اساسى در نهاد آدمى دارد ، چون به طور كلى عادت جارى افراد انسان ، حتى در بين خودشان هم همين است كه وقتى دربدرىها و مصائب او را احاطه كرد ، و ناملايمات پشت او را خم نمود ، يا فقر و فلاكت او را به تنگ آورد ، و يا دشمنى از پايش در آورد ، و ناچار دست به دامان صاحب قدرتى زد كه ميتواند او را نجات دهد ، آن صاحب قدرت را به وعده اى كه باعث خشنوديش شود ، دلخوش مىسازد ، و به همين وسيله تصميم او را محكمتر و حس فتوتش را بيدارتر مىكند ، يا وعده مىدهد كه از اين به بعد ثناخوانيش كند ، يا اميدوارش مىكند به اينكه مالى در عوض به او بدهد ، يا اطاعتش را گردن نهد ، يا به نحو ديگرى وفادارى كند . به هر حال چنين ارتكازى در نهاد آدمى هست ، و اين ارتكاز و عادت از
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 304