بنا بر اين لفظ * ( « إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » ) * بدل خواهد بود از جمله * ( « إِلَّا يَعْلَمُها » ) * و معناى همان را مىرساند ، و در حقيقت تقدير كلام چنين است : « و لا رطب و لا يابس الا هو واقع و مكتوب فى كتاب مبين - هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتاب مبين نوشته شده است » و كلمه « مبين » اگر به معناى اظهار كننده باشد آن وقت توصيف كتاب به آن ، براى اين خواهد بود كه قرآن كريم حقيقت هر چيزى را آن طور كه هست ، بدون هيچ گونه ابهام و تغيير و تبديلى ، اظهار مىكند ، و اگر هم به معناى ظاهر باشد باز همان معنا را مىرساند ، و كتاب را به آن توصيف كردن ، از اين جهت است كه حقيقت كتاب همان نوشته هاى آن است و حقيقت آن نوشته ها هم معانيى است كه الفاظ آنها را حكايت مىكند ، و وقتى در آن معانى ابهام و خفايى نباشد ، قهرا الفاظ هم مبين و آشكار و كتاب نيز كتاب مبينى خواهد بود .
* ( « وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ » ) * « توفى » گرفتن تمامى چيزى را گويند . خداى سبحان در آيات قرآن و از آن جمله در يك آيه بعد از آيه مورد بحث ، اين كلمه را به معناى گرفتن روح استعمال كرده است ، هم چنان كه در آيات ديگرى كه از آن جمله است آيه مورد بحث ، خواب بردن را هم « توفى » ناميده . و در آيه « اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها » « 1 » كلمه مزبور را هم به آن معنا و هم به اين معنا استعمال كرده است ، چون مرگ و خواب ، هر دو در قطع كردن رابطه نفس از بدن مشتركند ، همانطورى كه « بعث » به معناى بيدار كردن و « بعث » به معناى زنده كردن ، هر دو در برقرار ساختن اين رابطه شريك مىباشند ، زيرا هر دو باعث مىشوند كه نفس دوباره آن تصرفاتى را كه در بدن داشت ، انجام دهد .
و اما اينكه « توفى » را مقيد به شب و « بعث » را مقيد به روز نموده ، بدان جهت بوده است كه غالبا مردم در شب به خواب رفته و در روز بيدارند ، و گر نه خصوصيتى در خواب شب نيست .
و اينكه فرمود : « يتوفيكم - مىگيرد شما را » و نفرمود : « يتوفى روحكم - مىگيرد جان شما را » دلالت دارد بر اينكه حقيقت انسانى كه ما از آن به كلمه « من » تعبير مىكنيم ، همان روح انسانى است و بس ، و چنان نيست كه ما خيال مىكنيم كه روح جزئى از انسان است و يا صفت و يا هياتى است كه عارض بر انسان مىشود ، و در اين دلالت آيه « وَقالُوا أإِذا ضَلَلْنا فِي الأَرْضِ أإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ، قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ »
هامش
( 1 ) خدا آن كسى است كه جانها راى در وقت مردن مىگيرد و همچنين آن جانى راى كه نمرده و ليكن به خواب رفته است . سوره زمر آيه 40