« 1 » از آيه مورد بحث روشنتر است براى اينكه مىرساند كه انكار و استبعاد كفار از اين رو بوده است كه خيال مىكردهاند حقيقت انسان همان تن خاكى او است و بس ، به همين جهت به نظرشان بعيد مىآمده است كه اين « تن خاكى » بعد از متلاشى شدن و از دست دادن تركيب مخصوصى كه دارد ، دوباره جمع گشته و به صورت نخست برگردد . جوابى هم كه در آيه مزبور است ، مبنى بر اين است كه حقيقت آدمى تن خاكى او نيست ، بلكه روح او است ، و بنا بر اين با قبض روح كردن ملك الموت ، چيزى از اين حقيقت گم نمىشود .
« جرح » به معناى كار كردن با اعضاء ( دست ) است ، و مراد از آن كسب است . يعنى خدا مىداند آنچه را كه در روز به دست مىآوريد ، و مناسبتر چنين به نظر مىرسد كه « واو » حاليه و جمله ، حال از فاعل « يتوفيكم » بوده باشد ، چون در اين صورت جمله * ( « ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيه » ) * با جمله * ( « وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ » ) * متصل شده و هيچ مطلب اجنبى بين آن دو فاصله نشده است ، زيرا اين دو آيه ، در مقام شرح تدبير خداوند نسبت به انسان در زندگيش و هنگام مرگ و پس از مرگش مىباشد ، و در بيان اين جهت اصل و عمده همانا جمله * ( « وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ » ) * است و ساير جملات تبع آن هستند و روى اين حساب ، معناى اين دو آيه عبارت خواهد بود از اينكه :
خداى تعالى آن كسى است كه با علم به اينكه شما در روز چه كارها كردهايد در شب جانتان را گرفته و دوباره در روز بعد ، مبعوثتان مىكند .
* ( « ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيه لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى . . . » ) *
از آنجايى كه در جمله قبل خوابانيدن را « توفى » ناميده بود ، در اين جمله بيدار كردن را « بعث » ناميد ، تا مقابل آن جمله قرار گرفته باشد و غرض از اين بعث را ، عبارت دانست از وفاى به اجل مذكور ، و به كار بردن آن . و آن اجل وقتى است كه در نزد خدا معلوم و معين است ، و زندگى دنيوى انسان يك لحظه از آن تخطى نمىكند ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ » « 2 » و براى اين به كار بردن اجل
هامش
( 1 ) گفتند آيا بعد از اينكه تار و پودمان در صفحه زمين متفرق و نابود شد ، مجددا زنده مىشويم ؟
آرى تعجب آنان در اينجا از اين است كه اينان به طور كلى ملاقات با پروردگار خود را منكر هستند ، به آنان بگو فرشته مرگ كه مامور گرفتن جان شما است ، جان شما را از بدنهايتان مىگيرد ، پس از آن محشور مىشويد . سوره سجده آيه 11
( 2 ) وقتى اجل آنان فرا رسد ، نمىتوانند آن را حتى براى يك ساعت ، پس و پيش كنند . سوره اعراف آيه 34