تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
علم او و در تحت قدرت او است ، و به فرضى هم كه از من ساخته بود و من آن را انجام مىدادم ، كار من و شما اينطور يكسره مىشد كه شما به عذابى كه مخصوص ستمكاران است ، دچار مىشديد ، زيرا خدايى كه علمش آميخته با جهل نيست مىداند كه بين من و شما ستمكار كدام است . اين معنا را ما از جمله * ( « وَعِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ » ) * و جمله * ( « وَيَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ » ) * مىفهميم كه جمله اول اشاره مىكند به اينكه رسول خدا قادر بر انجام خواسته هاى آنان و فيصله دادن اختلاف بين خود و آنان نيست ، و جمله دوم دلالت دارد بر اينكه خدايى كه به همه موجودات دريا و خشكى عالم ، آگاه است هرگز ستمكار را به غير ستمكار اشتباه نمىكند ، زيرا كوچك و بزرگى نيست ، مگر اينكه در كتاب مبين او است . پس مراد از غيبى كه در آيه ذكر شده ، « غيب مطلق » است ، و جمله « لا يعلمها . . . » جمله اى است حاليه كه دلالت مىكند بر اينكه مفاتح غيب ، از مقوله علم است ، البته نه علم متعارف ، زيرا ما از كلمه علم صور ذهنيه اى را مىفهميم كه از هر چيزى پس از وجود و محدوديت گرفته شده و در ذهن ما نقش مىبندد ، و مفاتح غيب اختصاص به بعد از موجود شدن ندارد بلكه همانطورى كه شرح داده شد علم به موجودات است حتى قبل از موجود شدن آنها يعنى علمى است غير متناهى و غير منفعل از معلوم .
جمله * ( « وَيَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ » ) * عموميت علم خدا را مىرساند ، و مىفهماند آنچه از موجودات كه ممكن است متعلق علم ديگران قرار گيرد ، و اگر هم بعضى علم به آن ندارند ، ممكن است براى بعضى ديگر معلوم شود ، همه و همه براى خداوند معلوم است . و اگر خشكىها و آنچه را كه در آنها است جلوتر ذكر كرد ، براى اين بود كه روى سخنش با مردم بود كه سر و كارشان بيشتر با خشكىها است . و در جمله * ( « وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها » ) * براى اين برگ درختان را بخصوص اسم برد كه دلالت كند بر بى پايانى علم خداوند ، چون كثرت برگ درختان به حدى است كه انسان از شمردن آن و تشخيص هر كدام از ديگرى و احاطه به حالاتى كه هر كدام دارند و همچنين مراقبت بر اينكه كدام يك از درخت مىافتد ، عاجز است . و ظاهرا جمله * ( « وَلا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الأَرْضِ » ) * و همچنين جمله * ( « وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ . . . » ) * معطوف بر « من ورقة » مىباشند . و مراد از ظلمات زمين ، درون تاريك آن است كه بذر گياهان در آن نشو و نما نموده و بعضى از آنها نيز همانجا مىپوسند ، و هيچ دانه اى در درون تاريك زمين نيست و همچنين هيچ برگ تر و خشكى از درخت نمىريزد مگر اينكه خداوند بدان آگاه است .