تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
افاضه كرده باشد ، و نيز آنچه كه دارد در معرض زوال قرار نگيرد ، و اين همان خلود سعادت براى انسان و خلود انسان در آن سعادت است . و از همين جا واضح مىشود كه نبودن خوف و حزن عين روزى خوردن انسان نزد خدا است و به حكم آيه : « وَما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ » « 1 » و آيه : « وَما عِنْدَ اللَّه باقٍ » « 2 » آنچه نزد خدا است هم نعمت و خير است ، هم باقى است ، نه عذاب و شرى آميخته با آن است و نه فنا و زوالى بدان راه دارد . باز اين معنا واضح مىشود كه نبودن حزن و خوف عينا بودن نعمت و فضل است ، و اين خود عطيه است ، ليكن در سابق يعنى در اوايل كتاب گذشت و به زودى در تفسير آيه : « مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ » « 3 » ميايد كه نعمت وقتى در عرف قرآن اطلاق شود معنايش ولايت الهيه است ، بنا بر اين معناى آيه مورد بحث چنين مىشود : « خداى تعالى متصدى و عهده دار كار مؤمنين است و آنان را به عطيه اى از خود اختصاص مىدهد » . و اما احتمال اينكه مراد از « فضل » موهبتى باشد كه زايد بر استحقاق در برابر عمل است . و « نعمت » عبارت باشد از موهبتى كه در برابر عمل احتمالى است كه با جمله : * ( « وَأَنَّ اللَّه لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * نمىسازد براى اينكه در يك آيه فضل را أجر هم خوانده ، و همه مىدانيم كه أجر تنها در مورد استحقاق است ، پس مؤمنين مستحق فضل هم هستند ، در سابق هم گفتيم و تو خواننده محترم توجه كردى كه چند فقره زير يعنى جمله * ( « عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » ) * و جمله : * ( « فَرِحِينَ بِما . . . » ) * و جمله * ( « يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ . . . » ) * و جمله : * ( « وَأَنَّ اللَّه لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * ، مال و برگشتنشان به يك حقيقت است ، پس فرق گذاشتن بين فضل و نعمت در چنين موردى درست نيست . البته در ذيل آيات مورد بحث جا براى بحثهايى ديگر نيز بود ، ولى بعضى از آن بحثها در ذيل تفسير آيه : « وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّه أَمْواتٌ » « 4 » گذشت ، و شايد خداى عز و جل توفيق بدهد در مواردى كه پيش مىآيد هر جا مناسب بود به قدر توانايى در اين باره بحث بيشترى بكنيم ان شاء اللَّه تعالى .
هامش
( 1 ) « سوره آل عمران آيه : 198 » ( 2 ) « سوره نحل آيه : 96 » . ( 3 ) « سوره نساء آيه : 69 » ( 4 ) « سوره بقره آيه 154 » .