* ( « يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّه وَفَضْلٍ . . . » ) *
اين « استبشار » اعم از استبشارى است كه قبلا فرمود از حال بازماندگان مىكنند و شامل استبشار به حال خودشان هم مىشود ، و شايد همين دو تا بودن معنا باعث شده كه دوباره آن را تكرار كند و همچنين كلمه فضل را دوباره بياورد ، جمله : * ( « وَأَنَّ اللَّه لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * هم بر اين عموميت دلالت دارد ، چون به اطلاقش شامل همه مؤمنين مىشود ، در آيه شريفه دقت بفرمائيد .
در اين آيه شريفه فضل و نعمت را نكره آورد ، هم چنان كه رزق را هم در آيات قبل سربسته ذكر كرد و نفرمود كه آن رزق چيست ، و اين براى آن بود كه ذهن شنونده در باره فضل و نعمت و رزق تا هر جا كه ممكن است برود ، و باز به همين جهت خوف و حزن را در سياق نفى مبهم آورد ، تا دلالت بر عموم كند ، و بفهماند كشته شدگان در راه خدا هيچ نوع از انواع خوف و حزن را ندارند .
و از دقت در اين آيات اين معنا به دست مىآيد كه اولا در صدد بيان اجر مؤمنين است ، و ثانيا مىخواهد بفهماند كه اين أجر كه نزد خداى سبحان است رزق ايشان است ، و ثالثا اين رزق نعمتى و فضلى از خدا است ، و رابعا اين نعمت و فضل عبارت از اين است كه نه خوفى دارند و نه حزنى .
و اين جمله يعنى جمله : * ( « أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » ) * جمله عجيبى است ، هر قدر انسان بيشتر در آن فرو مىرود و تدبر مىكند دامنه معنايش وسيعتر مىشود ، با اينكه جمله اى است لطيف و رقيق و بيانى است ساده و اولين چيزى كه از معناى آن به ذهن مىرسد اين است كه خوف و حزن از مؤمنين برداشته مىشود و اين را هم مىدانيم كه خوف تنها در امرى فرض دارد كه اولا ممكن باشد ، و ثانيا احتمال آمدنش به سوى ما معقول باشد و ثالثا اگر بيايد مقدارى از سعادت ما را از بين مىبرد ، سعادتى كه ما توقع داريم واجد آن باشيم و خود را واجد آن فرض مىكنيم و همچنين حزن تنها از ناحيه حادثه اى است كه پيش آمده و آن نيز مقدارى از سعادت كذايى ما را سلب كرده ، پس بلا و يا هر محذور و گرفتارى كه فرض شود ، وقتى از آن مىترسيم كه هنوز بر سر ما نيامده باشد و اما وقتى آمد ديگر خوف معنا ندارد ، آنجا جاى حزن و حسرت است ، پس بعد از وقوع خوفى نيست و قبل از وقوع هم حزنى نيست .
پس بر طرف شدن مطلق خوف از انسان تنها وقتى فرض دارد كه هيچ يك از آنچه داريم در معرض زوال قرار نگيرد ، و همچنين بر طرف شدن مطلق حزن از انسان وقتى فرض دارد كه آنچه نعمت كه انسان بتواند از آن متنعم شود و لذت ببرد دارا باشد ، و خداى تعالى به او