تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بحث ، قتل را جلوتر از موت بياورد ، و لذا در آيه بعد باز مىبينيم كه به همان ترتيب طبيعى برگشته و موت را قبل از قتل آورده ، مىفرمايد : * ( « وَلَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ » ) * ، چون نكته اى كه گفتيم در اينجا نبود . * ( « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّه لِنْتَ لَهُمْ . . . » ) * كلمه : « فظ » به معناى جفا كار بى رحم است و غليظ بودن قلب كنايه است از نداشتن رقت و رأفت ، و كلمه : « انفضاض » كه مصدر فعل « انفضوا » است متفرق شدن است . در اين آيه شريفه التفاتى به كار رفته ، چون در آيات قبل خطاب متوجه عموم مسلمين بود ، و در اين آيه متوجه شخص رسول خدا ( ص ) شده ، و خطاب در اصل معنا در حقيقت باز به عموم مسلمين است و مىخواهد بفرمايد : رسول ما به رحمتى از ناحيه ما نسبت به شما مهربان شده است ، و به همين جهت به او امر كرديم كه از شما عفو كند و برايتان استغفار نمايد و با شما در امور مشورت كند ، و وقتى تصميمى گرفت بر ما توكل كند . پس با اينكه اصل معنا اين بود ، بايد ديد چرا خطاب را به شخص رسول خدا ( ص ) بر گردانيد ؟ و چه نكته اى باعث آن شد ؟ نكته اش همان مطلبى است كه در اول آيات مربوط به جنگ خاطر نشان كرده و گفتيم : اين آيات آميخته با لحنى از عتاب و سرزنش است ، به دليل اينكه مىبينيم خداى تعالى هر جا كه مناسبت داشته از مردم به خاطر نافرمانيهايشان اعراض كرده است و يكى از آن موارد همين آيه مورد بحث است كه متعرض يكى از حالات آنان است ، آن حالتى كه نوعى ارتباط با اعتراضشان بر رسول خدا ( ص ) دارد ، و آن عبارت است از اندوهى كه از كشته شدن دوستانشان داشتند ، چون چه بسا كه همين اندوه وادارشان كرد كه در عمل رسول خدا خرده گيرى نموده ، كشته شدن آنان را به آن جناب نسبت دهند ، و بگويند : تو باعث شدى كه ما اين چنين مستاصل و بيچاره شويم ، و بخاطر همين نسبت ناروا ، خداى تعالى از سخن گفتن با آنان اعراض نموده و روى سخن به رسول خدا ( ص ) كرده ، فرموده : * ( « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّه لِنْتَ لَهُمْ » ) * . و اين سخن به خاطر اينكه حرف « فا » در اول آن آمده فرع و نتيجه گيرى از كلامى ديگر است كه البته صريحا در آيات نيامده ، ولى سياق بر آن دلالت دارد و تقدير كلام چنين است : « و اذا كان حالهم ما تريه من الشباهة بالذين كفروا ، و التحسر على قتلاهم ، فبرحمة منا لنت لهم ، و الا لانفضوا من حولك » « 1 » .
هامش
( 1 ) وقتى حالشان چنين است كه مىبينى ، سخنانى نظير سخنان كفار دارند ، و بر كشتگان خود تحسر و اندوه مىخورند ، پس به رحمتى از ما نسبت به آنان مهربانى مىكنى ، چون اگر چنين نكنى از پيرامونت متفرق مىشوند . ( و خدا داناتر است ) .